سفارش تبلیغ
صبا
هفتاد گناه برای نادان آمرزیده می شود، پیش از آنکه یک گناه برای دانشمند آمرزیده شود . [امام صادق علیه السلام]
بشنو این نی چون حکایت می کند
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» نوروز در اسلام

همزمان‌ با ظهور اسلام،‌ بسیاری‌ از سنن‌ غلط‌ مانند آتش‌ پرستی‌ و منع‌ دفن‌ مردگان‌ از بین‌ رفت،‌ ولی‌ نوروز به‌ عنوان‌ یک‌ جشن‌ ملی‌ باقی‌ ماند و‌ پیشوایان‌ دینی‌ آن‌ را حیاتی‌ دوباره‌ بخشیده و با‌ دعا و نیایش‌ آراستند.
اسلام، نوروز را جلای‌ بیشتری‌ داد، شیرازه‌ بست‌ و آن‌ را با پشتوانه ‌ای‌ استوار از خطر زوال‌ در دوران‌ مسلمانی‌ ایرانیان‌ مصون‌ داشت... نوروز که‌ با جان‌ ملیت‌ زنده‌ بود، روح‌ مذهب‌ نیز گرفت..

معلی ‌بن‌ خنیس‌ می‌گوید: در نوروز بر امام‌ صادق(ع) وارد شدم، فرمود: این‌ روز را می‌ شناسی؟ عرض‌ کردم‌ قربانت‌ گردم‌ این‌ روزی‌ است‌ که‌ عجم‌ آن‌ را بزرگ‌ می ‌شمرند و به‌ یکدیگر هدیه‌ می‌ دهند... حضرت‌ فرمودند: قسم‌ به‌ بیت‌ عقیق‌ که‌ در مکه‌ است، این‌ نیست‌ مگر به‌ جهت‌ امری‌ قدیم‌ که‌ برای‌ تو تفسیر می ‌کنم... نوروز روزی‌ است‌ که‌ خداوند از انسان ها پیمان‌ گرفت‌ که‌ بندگی‌ او را گردن‌ گذارند و به‌ پیامبرانش‌ ایمان‌ آورند و دستورهای‌ آنان‌ را بپذیرند. آن‌ نخستین‌ روزی‌ است‌ که‌ خورشید بتابید و بادهای‌ باردهنده‌ وزیدن‌ گرفت‌ و گیاهان‌ روئیدن‌ گرفتند. آن‌ روزی‌ است‌ که‌ فرشته‌ وحی‌ بر پیامبر(ص) نازل‌ شد و ابراهیم‌ خلیل(ع) بتها را درهم‌ شکست. روزی‌ است‌ که‌ امام‌ علی(ع) بت های‌ روی‌ خانه‌ کعبه‌ را به‌ زیر افکند و همچنین‌ کشتی‌ نوح‌ پس‌ از طوفان‌ بر کوه‌ جودی‌ قرار گرفت‌ و آن‌ روزی‌ است‌ که‌ قائم‌ ما در آن‌ روز ظهور خواهد کرد.

در مفاتیح‌ الجنان‌ از قول‌ امام‌ صادق (ع) آمده‌ است: چون‌ نوروز شد، غسل‌ کن‌ و پاکیزه ‌ترین‌ جامه‌های‌ خود را خوشبو گردان‌ و در آن‌ روز، روزه‌ بدار و چون‌ از نماز پیشین‌ فارغ‌ شدی، چهار رکعت‌ نماز بگزار و بعد از نماز، سجده‌ شکر به‌ جای‌ آور ... آمده‌ است‌ که‌ در هنگام‌ تحویل‌ سال‌ این‌ دعا را بسیار بخوانند: یا مقلب ‌القلوب‌ و الابصار یا مدبراللیل‌ و النهار یا محول ‌الحول‌ و الاحوال، حول‌ حالنا الی‌ احسن ‌الحال.

ما این‌ دعا را با کلامی‌ نغز از زبان‌ مولای‌ متقیان‌ امام‌ علی (ع) می ‌آرائیم، آنجا که‌ می‌ فرمایند: .[خدایا] با بهاری‌ پر ابر و ابری‌ پر باران، آب‌ رحمت‌ خویش‌ را بر خاک‌ خشک‌ ما و بر گیاهان‌ پر برکتت‌ فرو ریز، تا به‌ باران‌ درشت‌ و بسیار آن، ابر مرده، زنده‌ و خاک‌ خشک‌، خرم‌ و سبز گردد
 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( شنبه 90/12/27 :: ساعت 1:17 عصر )
»» صله ارحام در قرآن و سنت

یکی از سنتهای شایسته، که در اسلام بسیار مورد توجه است و در ماه مبارک رمضان (1) و ایام نوروز رونقی خاص دارد، صله ارحام و دید و بازدید اقوام و آشنایان است. عزت و قدرت و پیروزی یک ملت در سایه وحدت و همدلی است. پیوند با خویشان و انس و الفت‏با آنها منشا بیشتر همبستگی‏هاست. ایام نوروز، با تعطیل شدن اکثر مشاغل و اداره‏ها، فرصت‏خوبی برای دید و بازدیدهای فامیلی و گرم کردن این کانون وحدت فراهم می‏آید.
? صله ارحام در قرآن
خداوند ما را به صله ارحام بسیار سفارش کرده است. در قرآن‏کریم می‏خوانیم:
«... واتقوا الله الذی تساءلون به والارحام ان الله کان علیکم‏رقیبا» (2)
و بترسید از خدایی که به نام او از یکدیگر می‏پرسید.(همگی به عظمت او اعتراف می‏کنید و هرگاه می‏خواهید از یکدیگرچیزی بپرسید و بگیرید، نام مقدس او را مطرح می‏کنید و می‏گوییدتو را به خدا ...) و از خویشاوندان بهراسید. (که مبادا قطع‏رابطه کنید) همانا خداوند رقیب (و مراقب) شماست. (3)
«والذین‏یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون الحساب... اولئک لهم عقبی الدار» (4) (عاقلان کسانی هستند) که آنچه‏خداوند متعال امر به پیوند آن کرده (مانند صله رحم و دوستی‏پدر و مادر و محبت اهل ایمان) اطاعت می‏کنند و از خدا می‏ترسندو از سختی هنگام حساب می‏اندیشند ... اینها در عاقبت جایگاهی‏نیکو دارند. «فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی‏الارض و تقطعوا ارحامکم‏اولئک الذین لعنهم الله فآصمهم و اعمی ابصار هم‏» (5)

آیا شما(منافقان) اگر از فرمان خدا و اطاعت قرآن روی بگردانید، یا درزمین فساد و قطع رحم کنید، بازهم امید (نجات) دارید. همین‏منافقان هستند که خدا آنها را لعن کرده، گوش و چشمشان را کر وکور گردانیده است.
? صله ارحام در روایات
آنچه از آیات و روایات استفاده می‏شود، این است که‏صله ارحام واجب است و قطع آن از گناهان بزرگ شمرده می‏شود. قرآن در موارد مختلف، قاطع رحم را ملعون و از رحمت الهی دورشمرده است. امام سجاد(ع) فرمود: «... از همنشینی با کسی که‏از خویشانش بریده است‏بپرهیز.»
چنانکه من یافتم چنین فردی درسه جای قرآن مورد لعنت واقع شده است:
1) سوره بقره، آیه 25 ...
2) سوره رعد، آیه‏26...
3) سوره محمد، آیات 24 و 25 ... (6)
امام صادق(ع) فرمود: از «خالقه‏» (7) بپرهیزید; زیرا انسان رانابود می‏سازد.راوی پرسید: «خالقه‏» چیست؟
امام فرمود: قطع رحم. (8)
امام باقر(ع) می‏فرماید: رسول خدا(ص)فرمود: به حاضران و غایبان امتم و کسانی که هنوز به دنیانیامده‏اند تا روز قیامت، سفارش می‏کنم با خویشان خود بپیوندند،هرچند میان ایشان به اندازه یک سال راه رفتن فاصله باشد.همانا صله ارحام از اموری است که خدای متعال آن را بخشی ازدین قرار داده است. (9)طلحه بن زید از امام صادق(ع) چنین نقل‏کرده است: مردی از قبیله «خثعم‏»خدمت رسول خدا(ص) رسید و عرض کرد: برترین چیز در اسلام چیست؟
فرمود: ایمان به خداوند.
پرسید: بعد از آن چیست؟
پاسخ داد: صله رحم.
عرض کرد: بعد از آن چیست؟
فرمود: امر به معروف و نهی از منکر.
پرسید: مبغوض ترین اعمال نزد خداوند کدام است ؟
پاسخ داد: برای خدا شریک قرار دادن.
عرض کرد: پس از آن کدام است؟
فرمود: گسستن از خویشاوندان.
پرسید: پس از آن چیست؟
پاسخ داد: به بدیها دستور دادن و از خوبیها نهی کردن. (10)
ارزش پیوند با خویشان
پیامبراکرم(ص) فرمود: کسی که با جان و مال در راه صله رحم‏اقدام می‏کند، خداوند متعال اجر صد شهید در نامه اعمالش‏می‏نویسد. و در برابر هر قدمی که در این راه بر می‏دارد، چهل‏هزار حسنه برایش ثبت می‏کند و چهل هزار گناه از او محومی‏گرداند و او را چهل هزار درجه بالا برد; و مانند این است که‏صد سال با صبر و استقامت‏خدای را بندگی کرده است. (11)

پیامبراکرم(ص) فرمود: ثواب صدقه ده برابر است. و قرض هجده برابر وارتباط با برادران دینی بیست‏برابر و پیوند با خویشان بیست وچهار برابر. (12)
علی بن ابی‏حمزه که از اصحاب امام صادق(ع) و امام‏کاظم(ع) است می‏گوید: از امام(ع) پرسیدم: مردی از سوی پدر ومادر و اقوام حج عمره و نماز و روزه به جای می‏آورد و صدقه‏می‏دهد. حکم آن چیست؟
امام(ع) فرمود: اشکالی ندارد. بلکه درقبال این اعمالی که برای آنها انجام می‏دهد، دو پاداش دریافت‏می‏کند.
1) پاداش اعمالی که برای آنها انجام داده.
2) پاداش صله رحمی که به این وسیله تحقق بخشیده است.
شناختن ارحام
پرسش اصلی در این بحث این است: ارحام و اقوام چه کسانی هستند;پیوند با آنها چگونه بر قرار می‏شود; و قطع رحم با چه کاری‏تحقق می‏یابد؟
در مرحله بعد باید تحقیق کرد که وظیفه ما در برابر برخی ازاقوام چیست؟
در شرع مقدس اسلام معنای خاصی برای «ارحام‏» ذکرنشده و مراد از «ارحام‏» معنای «عرفی‏» (14) آن است; یعنی مطلق‏نزدیکان و بستگان. بنابراین خویشاوندان پدری و مادری را هرچندبا چند واسطه باشد، شامل می‏شود و فرزندان و خویشان آنها رانیز در بر می‏گیرد. (15)
? برقراری پیوند
در اسلام برای چیزهایی که سبب پیوند با خویشان می‏گردد، حد خاصی‏تعیین نشده; بلکه به فهم عمومی بستگی دارد. در عادات و سنتهای‏مردم نزدیک یا دور بودن بستگان تفاوت دارد. ممکن است عملی‏نسبت‏به یکی از نزدیکان پیوند به شمار آید، اما نسبت‏به دیگری‏که نزدیکتر است، قطع رابطه باشد. در موارد تردید، باید جانب‏احتیاط را مراعات کرد تا مبادا مرتکب گناه کبیره قطع رحم‏شویم. پیامبر گرامی اسلام(ص) می‏فرماید: «پیوند با خویشان را حفظکنید، هرچند با سلام کردن باشد.» (16)
کمترین چیزی که به وسیله آن‏این پیوند بر قرار می‏شود، رفت و آمد و سلام کردن است. اما دربعضی از موارد اکتفا به این مقدار کافی نیست; برای مثال اگریکی از اقوام فقیر باشد و دیگری ثروتمند، صله رحم به وسیله‏کمک‏های مالی و دفع ضرر از آنها تحقق می‏یابد; و اگر هیچ توجهی‏به مشکلات اقوام نداشته باشد; قطع رحم کرده است. در نتیجه تحقق‏صله رحم به اوضاع و احوال و موقعیت و زمان بستگی دارد. هدیه‏دادن، دلجویی کردن، دید و باز دید، خود داری از آزار، تمسخر وتحقیر نکردن، عیادت هنگام بیماری، شرکت در مجالس شادی و غم،پذیرفتن دعوت در اعیاد و میهمانیها و هر کاری که سبب می‏شودمردم بگویند اینان ارتباط خانوادگی شایسته‏ای دارند، سبب تحقق‏صله رحم است. قهر کردن، جواب سلام ندادن، ترش رویی، شرکت نکردن در محافل،کمک نکردن در گرفتاریها، گله‏های نا به جا و امثال آن به قطع‏رحم و گسستن پیوند می‏انجامد. امام صادق(ع) می‏فرماید: پیوند باخویشان را هر چند با دادن ظرفی آب، حفظ کن. برترین چیزی که‏این پیوند را نگه می‏دارد، خود داری از آزار بستگان است. صله‏رحم مرگ را به تاءخیر می‏اندازد. محبوبیت‏به وجود می‏آورد. (17)
? نیکی به خویشان در مقابل بدی آنها
چنانچه بعضی از اقوام قطع رابطه کنند، باز هم جدا شدن و قطع‏ارتباط با آنها جایز نیست. امیرمومنان(ع) می‏فرماید: «صلوا ارحامکم و ان قطعوکم‏» (18)
با ارحام ارتباط داشته باشید،هرچند آنها از شما بریده باشند.
مردی در محضر امام صادق(ع) از بستگانش شکوه کرد. حضرت فرمود:خشم خود را فرو ببر. (و به آنها نیکی کن)
عرض کرد: آنها با من‏چنین و چنان می‏کنند. (و رعایت‏حالم را نمی‏کنند) حضرت فرمود:آیا توهم می‏خواهی مثل آنها قطع رحم کنی و به آنها احسان‏نکنی؟!
اگر چنین کنی، خداوند متعال (در دنیا و آخرت) نظرلطفش‏را از شما بر می‏دارد. (19)
داود رقی می‏گوید: خدمت امام صادق(ع)نشسته بودم. ناگاه فرمود: ای داود، روز پنج‏شنبه که اعمال شما(شیعیان) بر من عرضه شد، در میان کارهای تو عملی مرا خوشحال‏کرد و آن این بود که تو نسبت‏به پسرعمویت صله رحم انجام دادی. همانا این پیوند تو، در برابر قطع ارتباط او، سبب نزدیک شدن‏مرگ اوست. داود رقی می‏گوید: پسر عمویی داشتم که معاند و خبیث‏بود. متوجه شدم در گرفتاری و پریشانی است. پیش از آنکه به سوی‏مکه حرکت کنم، مقداری پول برایش فرستادم تا زندگی‏اش تاءمین‏شود. چون به مدینه آمدم، امام صادق(ع) این چنین مرا با خبرساخت. (20)
? آثار صله رحم
پیامبر گرامی اسلام(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) برای‏صله رحم آثار و فواید بسیار ذکر کرده‏اند. بخشی از آن عبارت‏است از:

1) محبوبیت نزد خداوند.
2) بهره‏مند شدن از پشتیبانی خداوند.
3) افزایش روزی.
4) طول عمر.
5) ورود به بهشت.
6) برطرف شدن فقر و بیچارگی.
7) آباد شدن شهرها.
8) آسان شدن حساب در قیامت و پاک شدن از گناه.
9) نجات از مرگهای ناهنجار.
10) محبوبیت در خانواده و...;
بعضی از روایاتی که در آنها به‏این آثار اشاره شده چنین است:
1) پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: هر کس برای من یک چیز راضمانت کند من برای او چهار چیز را ضمانت‏خواهم کرد. صله رحم‏انجام دهد. خداوند او را دوست دارد; روزی‏اش را توسعه می‏دهد;عمرش را طولانی می‏سازد و او را در بهشتی که وعده داده واردمی‏کند. (21)
2) پیامبراسلام(ص) فرمود: صله رحم شهرها را آباد می‏سازد وعمرها را طولانی می‏کند، هر چند اهلش از نیکان نباشند. (22)
3) عبدالله بن طلحه می‏گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود:
شخصی خدمت پیامبراکرم(ص) آمد و عرض کرد: خویشانی دارم که من‏با آنها ارتباط دارم، ولی آنها مرا می‏آزارند; قصد دارم ازآنها جدا شوم.

حضرت فرمود: هرکس تو را محروم ساخت، تو او را محروم نکن; هرکس‏از تو برید و جدا شد، تو با او قطع رابطه نکن و هرکس به توستم کرد، عفوش کن.
اگر چنین کردی، خداوند عزوجل پشتیبانت‏خواهد بود. (23)
امام‏صادق(ع) فرمود: صله رحم، خلق را نیکو، آدم را سخاوتمند و نفس‏را پاکیزه می‏سازد. (24)
آن حضرت همچنین فرمود: صله رحم، مرگ را به‏تاءخیر می‏اندازد; سبب دوستی درخانواده می‏گردد; حساب قیامت راآسان می‏کند و از گناهان آدمی می‏کاهد. پس با خویشان خود پیوندبر قرار کنید و به برادرانتان نیکی کنید، هرچند با خوب سلام‏کردن و جواب سلام دادن باشد. (25)
پی‏نوشتها:
1.پیامبر اکرم (ص) در جمعه آخر ماه شعبان در خطبه معروف خویش فرمود:«... و صلوا ارحامکم‏» با خویشان خود پیوند برقرار سازید.
2.سوره نساء، آیه 1.
3.تفسیر نور، محسن قرائتی، ج 2، ص 273.
4.سوره رعد، آیه 21 و 22.
5.سوره محمد، آیه 22 و 23.
6.گناهان کبیره، شهید دستغیب، ج 1، ص 157، ترجمه اصول کافی، ج 4، ص 455.
7.خالقه از ریشه‏« خلق‏» به معنای کندن یا از ریشه برکندن است.
8.ترجمه اصول کافی، ج 4، ص 46.
9.گناهان کبیره، ج 1، ص 164، اصول کافی، ج 2، ص 120.
10.وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 11، ص 396، حدیث 11.
11.وسائل الشیعه، ج 6، ص 286، صلة الرحم و قطیعتها، سید حسن طاهری خرم آبادی، ص 79.
12.وسائل الشیعه، ج 11، ص 546.
13.صلة الرحم و قطیعتها، سید حسن طاهری خرم آبادی، ص 44.
14.عرفی، یعنی فهم عمومی و عرف یعنی مردم، یا عموم مردم، یا فهم عموم مردم.
15.جمعی از علما و فقهای بزرگوار چون شیخ طوسی(ره) در کتاب خلاف و مبسوط و ابن ادریس در سرائر، علامه مجلسی در بحار الانوار و... این نظریه را اختیار کرده‏اند. شهید ثانی( زین الدین الجبعی العاملی 911 - 965 ه ق) می‏فرماید: اصحاب در اینکه مراد از قرابت و ارحام چه کسانی است؟ نظرهای مختلفی دارند. چون در شناخت آن نص و روایت‏خاصی وارد نشده است، ولی اکثر اصحاب معتقدند که شناخت ارحام و اقارب بستگی به نظر عرف دارد.( صلة الرحم و قطیعتها، ص 85)
16.بحار الانوار، ج 74، ص 111.
17.صلة الرحم و قطیعتها، ص 48.
18.وسائل الشیعه، ج 11، ص 175.
19.ترجمه اصول کافی، ج 4، ص 48.
20.بحار الانوار، ج 74، ص 93.
21.همان، ص 94.
22.- همان.
23.همان، ص 100.
24- همان، ص 114.
25- همان، ص 94.  
 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( شنبه 90/12/27 :: ساعت 1:17 عصر )
»» هفت سین قرآن مجید

- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)

" از جانب پروردگار [ی] مهربان [ به آنان] سلام گفته می شود."

این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق می کند و به او لذت ، شادی و معنویت می بخشد ، که با هیچ نعمتی برابر نیست ، آری شنیدن ندای محبوب ، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف ، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می کند ، که یک لحظه ی آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده : " در همان حال که بهشتیان غرق در نعمتهای بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می شود ؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است.

پس ندایی بر می خیزد که "سلام بر شما ای بهشتیان" ، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند ، و همه نعمتهای بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند.

2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین . ( صافات /79)

" درود بر نوح در میان جهانیان."

چه افتخاری از این برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح علیه السلام ، سلام می فرستد ، سلامی که در میان جهان و جهانیان باقی می ماند و تا دامنه قیامت گسترده می شود ، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم ؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می شود ، به خصوص اینکه لفظ " العالمین" معنی وسیعی دارد که نه تنها همه انسانها ، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در برمی گیرد.

3- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/109)

" درود بر ابراهیم."

در آیات پیش از این آیه ، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهیم ، و جریان دستور ذبح اسماعیل -  فرزند ایشان - و تسلیم بودن هر دوی آنها بر این امر به میان آمده است ک پس از یاد آوری این قضایا ، خداوند می فرماید: سلام بر ابراهیم [ آن بنده مخلص و پاک باد.]

4- سلامُ عـَلی موُسی و هارون . (صافات/120)

" درود بر موسی و هارون."

درآیات پیش از این آیه ، خداوند ضمن آیاتی ، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل می فرماید:

- ما این دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم . ( صافات/115)

- ما آنها را یاری کردیم تا آنها بر دشمنان نیرومند خود پیروز شدند . ( صافات/116)

- ما به آن دو ، کتاب آشکار دادیم . ( صافات/117)

- ما آن دو را به راه راست هدایت نمودیم . ( صافات/118)

- ما ذکر و یاد خیر آنها را در اقوام بعد باقی وبرقرار ساختیم . ( صافات /119)

و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند برآن دو سلام می رساند.

سلامی از ناحیه پرودگار بزرگ و مهربان.

سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است.

سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است.

5- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/130)

" درود بر پیروان الیاس" (1)

خداوند می فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امتهای بعد جاودان کردیم.( صافات /129)

امتهای دیگر ، زحمات این انبیاء بزرگ ( الیاس وسلاله ی او ) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذر ایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند ، هرگز فراموش نخواهند کرد ، و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است.

تعبیر به " ال یاسین" به حای" الیاس" یا به خاطر این است که ال یاسین لغتی در واژه " الیاس" بوده و هر دو به یک معنی است ، و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است.

6- سلامٌ عـَلیکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدین . ( زمر/73)

" ... سلام برشما ، خوش آمدید ، در آن درآیید [ و] جاودانه [ بمانید]

در این آیه ، خداوند می فرماید که بهشتیان وقتی به بهشت می رسند ، در حالی که درهای آن گشوده شده است ، در این هنگام نگهبانان بهشت ، آن ملائک رحمت به آنها می گویند : سلام بر شما ، گوارا باد این نعمتها بر شما ، داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید.

7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفـَجر. ( قدر/5)

" [ آن شب] تا دم صبح ، صلح و سلام است . "

این آیه ، در توصیف شب قدر است . آن شبی است که قرآن درآن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است ، خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می گردند.

پی نوشت :

 (1)  در تفسیر قمی در ذیل آیه اتدعون بعلا آمده که قوم الیاس ( علیه السلام ) بتی داشتند که آن را بعل می نامیدند / (و در کتاب معانی به سند خود از نوح قادح از امام صادق ( علیه السلام ) از پدرش از پدران بزرگوارش از علی ( علیهم السلام ) روایت کرده که درباره آیه سلام علی آل یس فرمود : یس رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) است / و آل یس ما هستیم / مؤلف : و از کتاب عیون از امام رضا ( علیه السلام ) نظیر این حدیث روایت شده /  و البته این دو روایت بر این مبنی صحیح است که ما آیه را به صورت آل یس بخوانیم ، همچنان که در قراءت نافع و ابن عامر و یعقوب و زید این طور قراءت شده /



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( شنبه 90/12/27 :: ساعت 1:16 عصر )
»» پدر که باشی !!!

پدر که باشی !!!
با تمام سختی ها و مشقت های روزگار،با دیدن غم فرزندت
می گویی : "نگران نباش ، درست میشود. خیالت تخت ، مــــــــــن پشتت هستم "
پدر که باشی ؛
سردت می شود و کت بر شانه ی پسر می اندازی.
چهره ات خشن می شود و دلت دریایی....آرام نمی گیری تا تکه نانی نیاوری
پدر که باشی ؛
عصا می خواهی ولی نمی گویی.
هرروز، خم تر از دیروز، جلوی آینه تمرین محکم ایستادن می کنی
پدر که باشی ؛
در کتابی جایی نداری و هیچ چیز زیر پایت نیست.
بی منت از این غریبگی هایت می گذری
تا پدر باشی. پشت خنده هایت فقط سکوت می کنی.
پدر که باشی ؛
به جرم پدر بودنت، حکم همیشه دویدن برایت میبُرند.
بی اعتراض به حکم فقط می دوی.
بی رسیدن هامی دوی و در تنهایی ات نفسی تازه می کنی.
پدر که باشی ؛

در بهشتی که زیر پای تو نیست باز هم دلهــــــــــــ ـره هایتـــــ را مرور می کنی





نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( دوشنبه 90/12/22 :: ساعت 11:4 صبح )
»» داستانى در رابطه با نماز شب‏

شیخ جعفر کبیر معروف به کاشف الغطاء در یکى از شب‏ها براى تهجّد برخاست، فرزند جوانش را از خواب بیدار کرد و به او فرمود: بیا به حرم مطهّر حضرت امیر علیه السلام رفته در آن‏جا نماز شب بخوانیم.

فرزند جوان که برخاستن از بستر گرم در آن وقت شب برایش سخت بود در مقام عذرخواهى برآمده عرض کرد: پدرجان من اکنون آماده این برنامه نیستم شما منتظر من نباشید.

فرمود: نه، من این‏جا ایستاده و منتظرم تا شما مهیّا شوید، فرزند جوان به ناچار از جاى برخاست و وضو گرفت و دنبال پدر به راه افتاد. کنار درب صحن رسیدند، در آن‏جا فقیرى را دیدند نشسته و دست سؤال براى گرفتن پول به سوى مردم دراز کرده است!

شیخ جعفر رو به فرزندش نمود و فرمود: این شخص در این وقت شب براى چه این‏جا نشسته است؟ عرض کرد: براى گدایى. فرمود: چه مقدار ممکن است از رهگذران عاید او شود؟ عرضه داشت: احتمالًا یک تومان (به پول آن زمان).

فرمود: فرزندم درست فکر کن، ببین این آدم براى مبلغى ناچیز در این وقت شب دست از راحت و استراحت و خواب ناز برداشته و دست ذلّت به سوى مردم دراز کرده، آیا تو به اندازه این شخص اعتماد به وعده‏هاى حق درباره شب بیداران و متهجّدان ندارى که فرموده:

فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما اخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اعْیُنٍ جَزَآءَ بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ»

پس هیچ کس نمى‏داند چه چیزهایى که مایه شادمانى و خوشحالى آنان است به پاداش اعمالى که همواره انجام مى‏داده‏اند، براى آنان پنهان داشته‏اند.

گفته‏اند: فرزند جوان از شنیدن این سخن چنان متنبّه شد که تا آخر عمر از سعادت شب بیدارى و تهجّد برخوردار بود.

 

اثر سحرخیزى‏

 حضرت صادق علیه السلام فرموده است:

شَرَفُ الْمُؤْمِنِ صَلاتُهُ بِاللَّیْلِ، وَ عِزُّهُ کَفُّ الاْذى عَنِ النّاسِ.

بزرگوارى و شرف مؤمن نماز اوست در شب، و عزّتش خوددارى از آزار مردم است.

امیر المؤمنین علیه السلام در نامه‏اى به ابن حنیف مى‏فرماید:

طُوبى‏ لِنَفْسٍ ادَّتْ الى‏ رَبِّها فَرْضَها، وَ عَرَکَتْ بِجَنْبِها بُؤْسَها وَ هَجَرَتْ فِى اللَّیْلِ غُمْضَها حَتّى‏ اذا غَلَبَ الْکَرى‏ عَلَیْها افْتَرَشَتْ ارْضَها وَ تَوَسَّدَتْ کَفَّها فى مَعْشَرٍ اسْهَرَ عُیُونَهُمْ خَوْفُ مَعادِهِمْ وَ تَجافَتْ عَنْ مَضاجِعِهِمْ جُنُوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِکْرِ رَبِّهِمْ شِفاهُهُمْ، وَ تَقَشَّعَتْ بِطُولِ اسْتِغْفارِهِمْ ذُنُوبُهُمْ.

خوشا به حال کسى که واجبات پروردگارش را به جا آورده، و مشکلات را تحمّل نموده، و در شب از خواب خوش دورى کرده، تا وقتى که خواب بر او چیره شود زمین را فرش خود گرفته، و دست را بالش زیر سر کند، در میان جمعیّتى که ترس از قیامت، دیده‏هایشان را بیدار گذاشته، و پهلوهاشان از بستر استراحت جدا شده، و لبهاشان به ذکر پروردگارشان آهسته و آرام گویاست، و گناهانشان به کثرت استغفار از بین رفته است.

حضرت صادق علیه السلام مى‏فرماید: پیامبر در ضمن وصیّتش به امام على علیه السلام فرمود:

تو را سفارش مى‏کنم به اعمال و صفاتى که پیوسته با آنها باشى، آنگاه فرمود:

الهى! على را در این برنامه یارى ده. تا سخنش به این‏جا رسید که فرمود:

عَلَیْکَ بِصَلاةِ اللَّیْلِ، و عَلَیْکَ بِصَلاةِ اللَّیْلِ، و عَلَیْکَ بِصَلاةِ اللَّیْلِ.

بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب.

راوى مى‏گوید: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:

انَّ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ تَعالى ثَلاثَةٌ: التَّهَجُّدُ بِاللَّیْلِ، وَ افْطارُ الصّائِمِ، وَ لِقاءُ الاْخْوانِ.

از امورى که خداوند آنها را وسیله نشاط قلب قرار داده؛ سه چیز است: نماز شب، افطار روزه‏دار به وقت مغرب، دیدار برادر مؤمن.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( شنبه 90/12/20 :: ساعت 3:5 عصر )
»» داستانى عجیب از مال حرام‏

على بن ابى حمزه مى‏گوید:

دوستى داشتم که در دستگاه بنى امیه نویسنده بود، از من خواست از حضرت‏ صادق علیه السلام براى او وقت ملاقات بگیرم، حضرت اجازه داد. چون وارد شد سلام کرد و نشست و عرضه داشت: فدایت شوم، در ادارات بنى امیه نویسنده بودم و از اینرو مال فراوانى به دست آوردم.

حضرت فرمود: اگر بنى امیه کسى را نمى‏یافتند تا در تمام امور به آنان کمک دهد، امر مال و غنیمت و مسئله جنگ و امور سیاسى و اجتماعى، قدرت غارت کردن حق ما را نداشتند، اگر مردم آنان را رها مى‏کردند چیزى جز آنچه در دست داشتند، نمى‏یافتند.

جوان عرض کرد: فدایت شوم راهى براى خروج از مال حرام جهت من هست؟

فرمود: اگر راهنمایى کنم مى‏پذیرى؟ عرضه داشت: آرى، فرمود: از آنچه از این راه به دست آورده‏اى بیرون شو، اگر صاحبان مال را مى‏شناسى به آنان برگردان، اگر نمى‏شناسى از جانب آنان صدقه بده، در این صورت من بهشت را براى تو ضامنم!

جوان زمانى طولانى سکوت کرد و سر به زیر انداخت، سپس گفت: فدایت شوم، انجام دادم.

او با ما به کوفه برگشت، چیزى نبود جز این‏که از آن جدا شد حتى از لباس ضرورى بدنش، ما براى او لباس تهیه کردیم و مختصر نفقه‏اى به او مى‏رساندیم.

چیزى نگذشت که مریض شد، به عیادتش رفتیم، در یکى از عیادت‏ها او را به حال احتضار دیدم، چشم گشود و گفت: اى على بن ابى حمزه! به خدا قسم! امام صادق علیه السلام به عهدش وفا کرد!

این را گفت و چشم از جهان بست. چون به خدمت امام رسیدم به من نگریست و فرمود: عهدم را نسبت به دوستت وفا کردم، گفتم: فدایت شوم، راست مى‏گویى، او این مسئله را به وقت مرگش به من خبر داد. «1» در هر صورت از مال حرام به هر صورت که هست بپرهیزیم، زیرا مال حرام‏ باعث تاریکى باطن و غضب حضرت حق و دور افتادن از رحمت دوست و در بسیارى از مراحل، علت بطلان قطعى واجبات مانند نماز و طواف حج است.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( شنبه 90/12/20 :: ساعت 3:5 عصر )
»» حکایات ذوالقرنین‏

ذوالقرنین که نامش در قرآن مجید آمده با لشگر فراوانى از بیابانى عبور مى‏کرد، پیرمردى را دید مشغول نماز است و به عظمت ذوالقرنین توجهى نکرد، ذوالقرنین از بزرگى روح او در تعجّب شد، پس از تمام شدن نمازش به او گفت: چگونه با دیدن خدم و حشم بزرگى دستگاه من نهراسیدى و در حال تو تغییرى پیدا نشد، عرضه داشت: با کسى مشغول مناجات بودم که قدرت و لشگرش بى‏نهایت است، ترسیدم از او منصرف شوم و به تو متوجه گردم از عنایتش محروم گردم و دیگر دعایم را اجابت ننماید! 

ذوالقرنین فرمود: اگر مرا همراهى کنى تمام خواسته‏هایت را اجابت مى‏کنم، عرضه داشت: من حاضرم همه جا با تو باشم به شرط آن که چهار چیز برایم ضمانت کنى: 

اول: صحتى که هرگز بیمارى از پس آن نباشد.

دوم: نعمتى که زوال نداشته باشد.

سوم: جوانى و قدرتى که پیرى و سستى در آن دیده نشود.

چهارم: حیاتى که مرگ نداشته باشد.

ذوالقرنین گفت: مرا هرگز بر این امور قدرت نیست، عابد گفت: پس من از کسى که تمام امور در تحت قدرت اوست دست برنمى‏دارم و به شخصى که مثل خود من عاجز و محتاج به غیر است تکیه نمى‏نمایم.

آرى، ما مملوک و عبد حقیم و تمام امور حیات را تنها حضرت او نسبت به ما ضمانت دارد و این صحیح نیست که دست از اصل برداشته و به فروعات از بین رفتنى متوسّل شویم، توحید واقعى اقتضا مى‏کند که تمام هستى را علل و اسباب داشته و جز به ذات او نظر نداشته باشیم و هر خیر و کرامت را از او بدانیم و در حقیقت آراسته به حقیقت لا حول ولا قوة الّا باللّه گردیم.

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( شنبه 90/12/20 :: ساعت 3:4 عصر )
»» داستان حماد بن حبیب با امام سجاد علیه السلام‏

قطب راوندى و دیگران از حماد بن حبیب کوفى روایت کرده‏اند که گفت:

سالى آهنگ حج کردم، همین که از منزل «زباله» حرکت کردیم بادى سیاه و تاریک وزیدن گرفت به طورى که اهل قافله را از هم متفرق کرد، من در آن بیابان متحیر و سرگردان ماندم، بالاخره خود را به یک وادى بى‏آب و گیاه رساندم تا تاریکى شب مرا گرفت، خود را به پناه درختى بیابانى گرفتم؛ در آن تاریکى شب جوانى را با جامه سپید و بوى مشک دیدم، گفتم: او از اولیاى خداست و ترسیدم مرا ببیند و به خاطر من جایش را عوض کند، تا مى‏توانستم خویش را پنهان نگاه داشتم، ناگهان آن جوان مهیاى نماز شد، چون ایستاد به پیشگاه مقدس حضرت دوست عرضه داشت:

یا مَنْ أحارَ کُلَّ شَى‏ءٍ مَلَکُوتا وَقَهَرَ کُلَّ شَى‏ءٍ جَبَرُوتاً صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاوْلِجْ قَلْبى فَرَحَ الْاقبالِ عَلَیْکَ وَالْحِقْنى بِمَیَدانِ الْمُطیعینَ لَکَ‏ «2».

اى کسى که همه چیز مبهوت ملکوت تو و مقهور جبروت توست. درود بفرست بر محمد و آل محمد خوشحالى عبادت و روى آوردن به خودت را در قلب من داخل کن و مرا به مطیعان درگاهت ملحق کن.

آن گاه آماده نماز شد، من هم برخاستم و به نزدیک او رفتم، دیدم چشمه آبى‏ مى‏جوشد به سرعت آماده طهارت و نماز شدم، چون پشت سرش ایستادم گویا محرابى براى من ممثل شد و مى‏دیدم هرگاه به آیه‏اى مى‏گذشت که در آن وعد یا وعید بود، با ناله و آه آن را تکرار مى‏کرد؛ چون تاریکى شب به نهایت رسید، از جاى برخاست و گفت:

یا مَنْ قَصَدَهُ الضَّالُّونَ فَاصابُوهُ مُرْشِداً وَامَّهُ الْخائِفُونَ فَوَجَدُوهُ مَعْقِلًا وَلَجَا الَیْهِ الْعابِدُونَ فَوَجَدُوهُ مَوْئِلًا مَتى‏ راحَةُ مَنْ نَصَبَ لِغَیْرِکَ بَدَنُهُ وَمَتى‏ فَرَحَ مَنْ قَصَدَ سِواکَ بِهِمَّتِهِ الهى قَدْ تَقَشَّعَ الظُّلامُ وَلَمْ اقْضِ مِنْ خِدْمَتِکَ وَطَراً وَلا مِنْ حِیاضِ مُناجاتِکَ صَدَراً صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَافْعَلْ بى اوْلَى الْامْرَیْنِ بِکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ.

اى کسى که گمراهان او را براى هدایت قصد مى‏کنند و ترسوهابه او اقتدا کرده و او را پناهگاه مى‏یابند و عابدان به او پناه برده و او را ملجأانتخاب مى‏کنند. کجا راحتى دارد کسى که خود را براى دیگرى صرف کند و کجا خوشى دارد کسى که غیر تو را نیت کند. خداوندا! تاریکى همه جا را فرا گرفته و من نه در قبال تو خدمتى کردم و نه از چشمه مناجات تو بهره‏اى بردم، درود بفرست بر محمد و آل محمد و انجام بده براى من سزاوارترین این دو امر را، قسم به تو اى مهربان‏ترین مهربانان.

حماد بن حبیب مى‏گوید: این وقت ترسیدم که مبادا شخص او از من ناپدید شود و اثر امرش بر من پوشیده ماند، پس دامنش را گرفتم و عرضه داشتم تو را به آن کسى که در عبادت رنج و تعب و ملال و خستگى را از تو گرفته و لذت رهبت را در کامت نهاده بر من رحمت آر و مرا در گلستان مرحمت و عنایتت جاى ده که من مردى ضال و گم گشته‏ام و آرزو دارم که هماهنگ تو شوم و گفتار تو را پیروى کنم،

فرمود: اگر تکیه‏ات بر خدا از روى صدق و راستى باشد گم نخواهى شد، در هر صورت بر اثر من باش، پس به کنار آن درخت شد و دست مرا گرفت، چنین به نظرم آمد که زمین زیر قدمم در حرکت است؛ همین که صبح طلوع کرد به من فرمود:

بشارت باد بر تو که این مکان مکه معظمه است. پس من صداى ضجه و ناله حجاج را شنیدم، عرض کردم: تو را سوگند مى‏دهم به آن که نسبت به او امیدوارى و در قیامت به حضرت او چشم دارى کیستى؟ فرمود: اکنون که مرا قسم دادى من على بن الحسین بن على بن ابیطالب هستم!

تصور شما این نباشد که عشق به نماز و مناجات و این حرکت الهى و عارفانه مخصوص به انبیا و ائمه طاهرین علیهم السلام بوده، بلکه شاگردان این مکتب از عاشقان این راه و تربیت شدگان این بزم، نیز در حد قدرت و وسع و توان فکرى و روحى خود سالک این مسلک بوده و راه رو این طریق و دلباخته این وضعیت و سرباخته این حالت گردیدند.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( شنبه 90/12/20 :: ساعت 3:4 عصر )
»» حکایات دیگری ذوالقرنین‏

حضرت ذوالقرنین عبورش به مردمى افتاد که هر کس مردگان خود را جلوى خانه‏اش دفن کرده است، سبب این کار را پرسید؛ گفتند: براى آن است که هر صبح و شام نظرمان بر قبور اشخاصى که مثل ما بوده‏اند و با آن‏ها زندگى کرده بودیم بیفتد تا از مرگ غفلت نکنیم و به فکر عاقبت کار خویش باشیم؛ زیرا مى‏دانیم که یک روزى ما هم مانند آنان مقیم برزخ خواهیم شد!!

از طرفى دید منازل آنان درب ندارد، پرسید این چه وضع است؟ جواب دادند:

براى آن که بین ما دزد و خائن نیست، خداوند به هر کس هر چه عطا کرده به همان قانع است و هرگز دست به طرف مال کسى دراز نمى‏کند و ما را حاکم و پادشاه نیست؛ زیرا همه ما موظف به رفع نزاعیم و از طرفى نزاعى بین ما رخ نمى‏دهد، بلکه آن قدر با هم مهربانیم که وقتى زندگى ما را نظر مى‏کنى انگار همه با هم یکى هستیم و آن چنان بر هواى نفس غالبیم که نفعى را به غیر حق به طرف خود نمى‏کشیم و بین ما دروغ وجود ندارد؛ زیرا دروغ مقدمه جلب نفع از براى خود و ضرر به دیگرى است و ما نفع غیر را به منفعت خود ترجیح مى‏دهیم و ما پدران خود را نیز این چنین یافتیم.

ذوالقرنین گفت: چگونه است که همه شما را خرسند و خندان مى‏بینیم و مثل این که غم و اندوهى در بین شما وجود ندارد، گفتند: براى این است که هر چه پیش آید از خدا مى‏دانیم و او هم هر چه صلاح ماست براى ما مقرّر مى‏دارد و هر کس را هر چه صلاح اوست پیش آید باید خندان و خرسند باشد نه غمناک و اندوهگین‏ .



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( شنبه 90/12/20 :: ساعت 3:3 عصر )
»» حکایت حضرت یوسف علیه السلام

در قرآن کریم در سوره مبارکه یوسف آیات 88 تا 90 مى‏خوانیم:

برادران به امر پدر بزرگوار خود حضرت یعقوب به مصر آمده و بر حاکم وارد شدند و گفتند: اى عزیز مصر! ما با همه اهل بیت خود به فقر و قحطى و بیچارگى مبتلا شده‏ایم و با متاعى ناچیز و بى‏مقدار به حضور تو آمده‏ایم، محبت فرما و به قدر احسانت به ما بیفزا و از ما به صدقه دستگیرى کن که خدا صدقه بخشان را نیکو پاداش مى‏دهد.

در این حال که یوسف نیازمندى و دلشکستگى برادران را دید رحمش آمد و پرده از روى کار برداشت و گفت: شما برادران یوسف در دوران جهل و نادانى فهمیدید که با یوسف چه کردید؟

آنان گفتند: آیا تو همان یوسف هستى؟ پاسخ داد: آرى، من همان یوسفم و این برادر من است، خداوند به رحمت بى‏حساب خود بر ما منت نهاد که البته هر کس در برابر حوادث تقوا و صبر پیشه کند، چنین کسى پیش خدا نیکوست و خدا اجر نیکوکاران را ضایع نمى‏کند.

آرى، انبیا به همه انسان‏ها درس خویشتن‏دارى و خوددارى از گناه و صبر و استقامت مى‏دهند. که هر کس در برابر حوادث خود را از آلوده شدن به گناه و سازش با دشمن و تن دادن به ظلم حفظ کند و براى خدا صبر و پایدارى نماید عاقبتش همانند انبیا به خیر و خوشى و سلامت و سعادت خواهد رسید.

چون یوسف شناخته شد، برادران از کرده قدیم خود سخت به وحشت افتادند ولى ناگهان یوسف عزیز به آنان خطاب کرد:

[لا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ‏] .

گفت: امروز هیچ ملامت و سرزنشى بر شما نیست، خدا شما را مى‏آمرزد و او مهربان‏ترین مهربانان است.

این است درسى که انبیا به انسان مى‏دهند، درس گذشت و عفو، درس اغماض و چشم پوشى از هم کیشان و هم نوعان اشتباه کار و خطاکردار، تا زندگى با یک دیگر ظرف محبت و صفا و صمیمت و وفا باشد.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( شنبه 90/12/20 :: ساعت 3:3 عصر )
   1   2   3   4      >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

عزاداری از سنت های پیامبر اکرم (ص) است
سعادت ابدی در گرو اشک و عزاداری بر سیدالشهدا علیه السلام
سبک زندگی قرآنی امام حسین (علیه السلام)
یاران امام حسین (ع) الگوی یاران امام مهدی (عج)
آیا شیطان به دست حضرت مهدی علیه السلام کشته خواهد شد؟
ارزش اشک و عزا بر مصائب اهل بیت علیهم السلام
پیوستگان و رهاکنندگان امام حسین علیه السلام
امام حسین علیه السلام در آیینه زیارت
پیروان مسیح بر قوم یهود تا روز قیامت برترند!
نگاهی به شخصیت جهانی امام حسین «علیه السلام»
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 140
>> بازدید دیروز: 281
>> مجموع بازدیدها: 943090
» درباره من

بشنو این نی چون حکایت می کند

» فهرست موضوعی یادداشت ها
دینی و مذهبی[871] . عشق[360] . آشنایی با عرفا[116] . جدایی از فرهنگ[114] . موسیقی[66] . داستانک[2] . موعود . واژگان کلیدی: بیت المال . صحابی . عدالت . جزیه . جنایات جنگ . حقوق بشردوستانه . حکومت . خراج . علی علیه‏السلام . لبنان . مالیات . مصرف . مقاله . منّ و فداء . ادیان . اسرای جنگی . اعلان جنگ . انصاری . ایران . تقریب مذاهب . جابر .
» آرشیو مطالب
نوشته های شهریور85
نوشته های مهر 85
نوشته زمستان85
نوشته های بهار 86
نوشته های تابستان 86
نوشته های پاییز 86
نوشته های زمستان 86
نوشته های بهار87
نوشته های تابستان 87
نوشته های پاییز 87
نوشته های زمستان87
نوشته های بهار88
نوشته های پاییز88
متفرقه
نوشته های بهار89
نوشته های تابستان 89
مرداد 1389
نوشته های شهریور 89
نوشته های مهر 89
آبان 89
آذر 89
نوشته های دی 89
نوشته های بهمن 89
نوشته های اسفند 89
نوشته های اردیبهشت 90
نوشته های خرداد90
نوشته های تیر 90
نوشته های مرداد90
نوشته های شهریور90
نوشته های مهر 90
نوشته های تیر 90
نوشته های مرداد 90
نوشته های مهر 90
نوشته های آبان 90
نوشته های آذر 90
نوشته های دی 90
نوشته های بهمن 90
نوشته های اسفند90
نوشته های فروردین 91
نوشته های اردیبهشت91
نوشته های خرداد91
نوشته های تیرماه 91
نوشته های مرداد ماه 91
نوشته های شهریور ماه91
نوشته های مهر91
نوشته های آبان 91
نوشته های آذرماه91
نوشته های دی ماه 91
نوشته های بهمن ماه91
نوشته های بهار92
نوشته های تیر92
نوشته های مرداد92
نوشته های شهریور92
نوشته های مهر92
نوشته های آبان92
نوشته های آذر92
نوشته های دی ماه92
نوشته های بهمن ماه92
نوشته های فروردین ماه 93
نوشته های اردیبهشت ماه 93
نوشته های خردادماه 93
نوشته های تیر ماه 93
نوشته های مرداد ماه 93
نوشته های شهریورماه93
نوشته های مهرماه 93
نوشته های آبان ماه 93
نوشته های آذرماه 93
نوشته های دیماه 93
نوشته های بهمن ماه 93
نوشته های اسفند ماه 93
نوشته های فروردین ماه 94
نوشته های اردیبهشت ماه94
نوشته های خرداد ماه 94
نوشته های تیرماه 94
نوشته های مرداد ماه 94
نوشته های شهریورماه94
نوشته های مهرماه94
نوشته های آبان ماه94

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
دانشجو
قعله
کشکول
پیام شهید -وبگاه شهید سید علی سعادت میرقدیم
اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
بر بلندای کوه بیل
گل باغ آشنایی
سرباز ولایت
پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ...
اسیرعشق
(( همیشه با تو ))
سرچشمـــه فضیـلـــت ها ؛ امـــام مهــدی علیــه السلام
بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن
چشمـــه ســـار رحمــت
||*^ــــ^*|| diafeh ||*^ــــ^ *||
همراه با چهارده معصوم (علیهم السلام )ویاران-پارسی بلاگ
سه ثانیه سکوت
Mystery
کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب
جلال حاتمی - حسابداری و حسابرسی
اکبر پایندان
مهندس محی الدین اله دادی
بهانه
بهارانه
صراط مستقیم
تــپــش ِ یکــ رویا
وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید)
ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی
نگارستان خیال
سلحشوران
گیاه پزشکی 92
*تنهایی من*
ermia............
مقبلی جیرفتی
تنهایی افتاب
طراوت باران
تنهایی......!!!!!!
تنهای93
نگاهی نو به مشاوره
سارا احمدی
فروشگاه جهیزیه و لوازم آشپزخانه فدک1
طب سنتی@
.: شهر عشق :.
تا شقایق هست زندگی اجبار است .
ماتاآخرایستاده ایم
ir-software
هدهد
گیسو کمند
.-~·*’?¨¯`·¸ دوازده امام طزرجان¸·`¯¨?’*·~-.
صحبت دل ودیده
دانلود فایل های فارسی
محقق دانشگاه
ارمغان تنهایی
* مالک *
******ali pishtaz******
فرشته پاک دل
نقاشخونه
شهیدباکری میاندوآب
محمدمبین احسانی نیا
کوثر ولایت
آشفته حال
سرزمین رویا
دل نوشته
فرمانده آسمانی من
ایران
یاس دانلود
گل رازقی
من.تو.خدا
بلوچستان
محمدرضا جعفربگلو
سه قدم مانده به....
راز نوشته بی نشانه
یامهدی
#*ReZa GhOcCh AnN eJhAd*#(گوچـی جـــون )
امام خمینی(ره)وجوان امروز
فیلم و مردم
...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
پیکو پیکس | منبع عکس
پلاک صفر
قـــ❤ــلـــــب هـــــای آبـــــی انــ❤ـــاری
اسیرعشق
دل پرخاطره
* عاشقانه ای برای تو *
farajbabaii
ارواحنا فداک یا زینب
مشکات نور الله
دار funny....
mystery
انجام پروژه های دانشجویی برای دانشجویان کنترل
گل یا پوچ؟2
پسران علوی - دختران فاطمی
تلخی روزگار....
اصلاحات
گل خشک
نت سرای الماس
دنیا
دل پر خاطره
عمو همه چی دان
هرکس منتظر است...
سلام محب برمحبان حسین (ع)
ادامس خسته من elahe
دهکده کوچک ما
love
تقدیم به کسی که باور نکرد دوستش دارم
گروه اینترنتی جرقه داتکو
مدوزیبایی
من،منم.من مثل هیچکس نیستم
Tarranome Ziba
پاتوق دختر و پسرای ایرونی
اسرا
راه زنده،راه عشق
وبلاگ رسمی محسن نصیری(هامون)(شاعر و نویسنده)
وب سایت شخصی یاسین گمرکی
حسام الدین شفیعیان
عکسهای سریال افسانه دونگ یی
ܓ✿ دنـیــــاﮮ مـــــــن
Hunter
حسام الدین شفیعیان
hamidsportcars
دهکده علم و فناوری
اسیرعشق
دختر باحال
*دلم برای چمران تنگ شده.*
♥تاریکی♡
به یادتم
باز باران با محرم
تنهایی ..............
دوستانه
هرچه می خواهد دل تنگم میذارم
زندگی
نیلوفر مرداب
فقط طنزوخنده
تینا!!!!
شیاطین سرخ
my love#me
سرزمین خنگا
احکام تقلید
•.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.•
فوتسال بخش جنت (جنت شهر )
حقیقت صراط
...دیگه حسی نمونده
زیر اسمان غربت
شهید علی محسنی وطن
سکوت(فریاد)
عاشقانه ها
خودمو خدا تنها
دانستنی های جالب
ermia............
حجاب ایرانی
عرفان وادب
دل خسته
عاشقانه های من ومحمد
هر چه میخواهد دله تنگت بگو . . .
sharareh atashin
mehrabani
khoshbakhti
______>>>>_____همیشگی هااا____»»»»»_____>>>>
دخترونه
قلبی خسته ازتپیدن
عشـ۩ـق یـ۩ـعنی یـ۩ـه پــ۩ـلاک......
تینا
مذهب عشق
مناجات با عشق
داستان زندگی من
دهاتی
دکتر علی حاجی ستوده
عاشق فوتبال
کشکول
حاج آقا مسئلةٌ
صدا آشنا
کد بانوی ایرانی
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
« یا مهدی ادرکنی »
وبلاگ تخصصی کامپیوتر - شبکه - نرم افزار
::::: نـو ر و ز :::::
توکای شهر خاموش

.: اخـبـار فـنـاوری .:
Biology Home
شــــــــــــــهــــدای هــــــــــــــســـتــه ایـــــــــــــ
مثبت گرا
تک آندروید
امروز
دانستنی / سرگرمی / دانلود
°°FoReVEr••
مطلع الفجر
سنگر بندگی
تعصبی ام به نام علی .ع.
تنهایی.......
دلـــــــشــــــــکســـــته
عاشقانه
nilo
هر چی هر چی
vida
دلمه پیچ, دستگاه دلمه پیچ Dolmer
هسته گیر آلبالو
آرایشگری و زیبایی و بهداشت پوست
عکس های جالب و متحرک
گنجدونی
مرکز استثنایی متوسطه حرفه ای تلاشگران بیرجند
دیجی بازار
نمونه سوالات متوسطه و پیش دانشگاهی و کارشناسی ارشد
bakhtiyari20
زنگ تفریح
گلچین اینترنتی
تیشرت و شلوارک لاغری
روستای اصفهانکلاته
پایه عکاسی مونوپاد و ریموت شاتر بلوتوث
بهارانه
قدم بر چشم
سرور
عاطفانه

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان


























































































» وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
» طراح قالب