سفارش تبلیغ
صبا
هرکه دوستی اش را نابجا به کار گیرد، خود رادر معرض جدایی قرار داده است . [امام صادق علیه السلام]
بشنو این نی چون حکایت می کند
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» فرقه بهائیت را توضیح دهید ؟

اولاً: این فرقه را دشمنان استعمارگر برای مقابله با اسلام اصیل، طراحی نموده‌اند که باید ازگرایش به آن فرقه اجتناب نمود که سرانجامی جز ضلالت و گمراهی ندارد. بعضی از مذاهب ساختگی که در قرون اخیر پیدا شده‌اند برای رسیدن به اهداف شوم خود، لازم دیده‌اند که قبل از هر چیز پایه خاتمیت پیامبر اسلام(ص) را به گمان خویش متزلزل سازند، لذا بعضی از آیات قرآن را که هیچ دلالتی بر هدف آنها ندارد را به کمک تفسیر به رای(برداشت شخصی) و سفسطه بر مقصود خود منطبق ساخته‌اند که یکی از آنها آیه 35 سوره اعراف است. آنها بدون اینکه قبل و بعد این آیات را در نظر بگیرند، می‌گویند:‌ این آیه با توجه به جمله « یا بَنِی آدَمَ اِمَّا یاْتِینَّکُمْ رُسُلٌ مِّنکُمْ یقُصُّونَ عَلَیکُمْ آیاتِی؛ اى فرزندان آدم، چون پیامبرانى از جنس خودتان به سویتان آیند که آیاتم را بر شما بخوانند [ به آنان ایمان آورید و آیاتم را عمل کنید[  » که فعل مضارع دارد دلیل بر این است که امکان دارد پس از پیامبر اسلام، پیامبران دیگری مبعوث شوند. ولی اگر کمی به عقب برگردیم و آیات گذشته را که از آفرینش آدم و سکونت او در بهشت و سپس رانده شدن او و همسرش از بهشت سخن می‌گوید ملاحظه کنیم روشن می شود که مخاطب در این آیات مسلمانان نیستند بلکه مجموع جامعه انسانی و تمام فرزندان آدمند، زیرا شک نیست که برای مجموعه فرزندان آدم رسولان زیادی آمده اند. منتها این عده از دین سازان برای اغفال مردم، آیات گذشته را به دست فراموشی می‌سپارند و مخاطب در این آیه را خصوص مسلمانان می‌گیرند و از آن نتیجه‌گیری می‌کنند که احتمالا رسولان دیگری در کار است. در این گونه سفسطه‌ها جمله‌ای از یک آیه را از بقیه جدا می‌کنند و قبل و بعد آن را نادیده می‌گیرند و بر مفهومی که تمایل دارند تطبیق می‌دهند.

ثانیاً: پیروان فرقه بهائیت از آن جهت که دارای افکار و عقایدی کاملا باطل و ضد حقیقت و خلاف شریعت ناب محمّدی(ص) هستند، از نظر علما و فقهای اسلام، نجس هستند و هر گونه ارتباط با آنها نیز جایز نمی‌باشد و شرعا نباید با آن‌ها معاشرت داشت.

ثالثاً: لازم است به بخشی از عقاید بهائیت توجه کنید تا خود قضاوت نمایید که آن‌ها چگونه راه خذلان و جهنم را در پیش گرفته‌اند و عدّه‌ای را نیز فریب داده و با خود همراه ساخته‌اند:

رهبر فرقه بهائیت شخصی به نام «علی محمد باب» است که خود را پیامبر(ص) می‌داند و ادعای نبوّت کرده است، ازدواج محارم مانند ازدواج با خواهر را جایز می‌داند و حتی به مردان اجازه می دهد همسران خود را در اختیار دیگران قرار دهند. بهشت و جهنم را قبول ندارند، نبوّت پیامبر اکرم(ص) را انکار می‌کنند، خود را صاحب شریعت می‌پندارند، خود را در زمره پیامبران بلکه برتر و بالاتر می‌پندارند، شریعت و کتات ساختگی خود را که مملوّ از مطالب بی‌اساس و مزخرفات است را ناسخ شریعت و کتب آسمانی قلمداد نموده‌اند. «علی محمد باب» که رهبر بهائیت است پا را فراتر گذاشته و ادعای الوهیت (خدایی) نیز نموده است.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( دوشنبه 92/3/20 :: ساعت 11:44 صبح )
»» رعایت حلال و حرام‏

 

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: قومى وارد قیامت مى‏شوند که حسنات آن‏ها مانند کوه‏هاى تهامه است،

ولى آنان را به آتش مى‏برند.

 عرض کردند: در پرونده آنان نماز هست؟

فرمود: آرى.

 گفتند: روزه دارند؟

فرمود: آرى؛

حتّى در پرونده خود نماز شب هم دارند، ولى آنچه باعث به آتش رفتن آن‏ها است،

 این است که در برخورد به مال دنیا رعایت حلال و حرام خدا را ننمودند!!

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( دوشنبه 92/3/20 :: ساعت 11:40 صبح )
»» عبادت امیرالمؤمنین علیه السلام‏

عالم بزرگ شیعه، شیخ مفید در کتاب «الارشاد» حدیثى از حضرت صادق علیه السلام درتوضیح عبادت امیرالمؤمنین علیه السلام بدین مضمون نقل مى‏کند:

واللّه قسم على بن ابى‏طالب علیه السلام تا از دنیا رفت هرگز حرامى نخورد و دو امرى از اوامر حق بر او عرضه نشد، مگر این که سخت‏ترین آن دو را براى عمل اختیار کرد و بر پیامبر صلى الله علیه و آله شدّتى نازل نشد مگر این که على را از باب اطمینانى که به او داشت خبر کرد؛ زیرا در امّت جز امیرالمؤمنین کسى طاقت عمل کردن به مانند پیغمبر نداشت، على عمل مى‏کرد عمل شخص ترسناک، آن حضرت خود را بین بهشت و جهنّم مى‏دید، امید ثواب و ترس از عقاب داشت، از کارکرد دست خود و محصول رنجى که در کار کردن کشیده بود، هزار بنده در راه خدا آزاد کرد.

قوت اهل بیتش را روغن و سرکه و خرما قرار داده بود، لباسش از کرباس بود و اگر آستینش بلند مى‏آمد، قیچى مى‏خواست و آن را قطع مى‏کرد.

کسى از اولادش در این امور شبیه‏تر از امام سجّاد علیه السلام نبود، حضرت باقر علیه السلام وارد بر پدر بزرگوار شد، دید پدر مهربانش به حدّى از عبادت رسیده که کسى به آن حد نرسیده، رنگش از بیدارى شب زرد شده بود و چشمانش گویى از شدّت گریه سوخته بود و جبهه‏اش جراحت داشت، بینى آن جناب از کثرت سجود گویى پاره شده بود، ساق پاى آن حضرت از زیادى ایستادن در نماز ورم کرده بود.

امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: از دیدن حال پدرم نتوانستم از گریه خوددارى کنم، گریه کردم در حالى که پدر مشغول فکر بود، پس به من توجّه کرد و فرمود: پسرم! صحیفه‏هایى که عبادت امیرالمؤمنین در آن است به من بده، آن‏ها را به دست حضرت دادم، مقدار کمى قرائت کرد، سپس آن را گذاشت و در حال ناراحتى و غصّه فرمود: چه کسى قدرت عبادت على بن ابى‏طالب را دارد؟!

عزیزان! على علیه السلام با آن کثرت عبادات، که در طاقت هیچ بشرى نیست، در پیشگاه حضرت حق در نیمه شب، هم چون مار گزیده به خود مى‏پیچید و مى‏گفت:

آه مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَبُعْدِ السَّفَرِ.

واى بر من از کمى توشه و دورى سفر.

اگر على علیه السلام در برابر عظمت حق، با داشتن آن همه عبادت بنالد و بگوید: آه از قلّت زاد، ما باید با این اعمال ناقص و پر از رعبت خود بگوییم: آه من عدم الزاد؛ بار خدایا! ما چیزى نداریم.

امّا با این همه نباید از کرم و رحمت و عنایت دوست ناامید بود که حضرت یار، همین عبادات ناقابل را که به توفیق خود او، انجام داده‏ایم با قیمت گران خواهد خرید، ما باید در همه لحظات در حال شکر او و عذرخواهى از جناب او باشیم‏.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( دوشنبه 92/3/20 :: ساعت 11:39 صبح )
»» دنیا تکیه‏گاهى پوشالى‏

در کتب تاریخ و اخبار آورده ‏اند:

در عهد قدیم بازرگانى بود بسیار متموّل و صاحب ثروت و اکثر اوقاتش مستغرق جمع مال و در فکر به دست آوردن ثروت بود.

بعد از انقضاى مدّت اجلش روزى ملک موت به در خانه خواجه آمد و درب خانه را کوفت، غلامان در گشودند. شخص مهیبى را دیدند. به او گفتند: که را مى ‏خواهى؟ گفت:

خواجه را. گفتند: خواجه از براى چون تو کسى بیرون نمى‏آید برو. در را ببستند و رفتند.

دیگر بار محکم‏تر از اوّل در کوفت، این مرتبه خواجه‏ها رفتند و چماق‏ها کشیدند که تو کیستى که این چنین گستاخانه در مى‏کوبى و پاس عزّت خواجه نمى‏دارى؟ گفت: من ملک موتم که به قبض روح خواجه آمده‏ام. ملازمان از این حرف متأثّر شده به خدمت خواجه آمده ماجرا به عرض وى رسانیدند. خواجه از استماع این حرف بر خود لرزیدو گفت: بروید و به زبان خوش بگویید که شاید اشتباه کرده باشى و به قبض روح دیگرى مأمور باشى. رفتند و گفتند، گفت: نه من غلط نمى‏کنم، بگویید آماده باشد. غلامان خبر آوردند. خواجه بیچاره غیر تسلیم چاره‏اى ندید و به جز تسلیم علاجى نداشت، به صندوق‏هاى زر و جواهر خطاب کرد: من از براى جمع شما عمر عزیز خود تلف کردم و سرمایه وجود و هستى خود باختم و براى شما به زحمت و ریاضت هرچه تمام‏تر شب‏ها به روز و روزها به شب رسانیدم، حالا براى من چه مى‏کنید و چه کمکى به من مى‏نمایید.

ثروت هنگفت او به زبان حال گفتند: زمام اختیار ما به دست تو بود، و مى‏توانستى که آخرت خود را به وسیله ما آباد کنى، اما به فکر این حقیقت نیفتادى و اکنون از ما به جز یک کفن نفعى ندارى!!

به زن و فرزند خود خطاب کرد: من از براى شما به توهّم باطل و تخیّل عاطل که شما به زحمت نیفتید، در راحت به روى خود بستم و این همه مال جمع کردم که لحظات دیگر به شما مى‏رسد، اکنون براى من بیچاره چه مى‏کنید؟

زن و فرزند به زبان حال گفتند: از ما به جز این که تو را به لوازم تغسیل و تکفین و تدفین برسانیم کارى برنمى‏آید، غرض این که از هر کدام سؤال‏ها کرد و جواب‏هاى رد شنید تا به هزار حسرت و ندامت شربت تلخ مرگ را چشید!!

حاصل آن که، چنان که طول امل موجب به زحمت افتادن و ندامت و پشیمانى است و علت گرفتار شدن انسان در زندان دنیاست، قصر امل باعث راحت دنیا و خوشحالى در زندگى و نجات ابدى در عالم آخرت است‏



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( دوشنبه 92/3/20 :: ساعت 11:38 صبح )
»» ارزش نیت‏

پیامبر عزیز صلى الله علیه و آله فرمود:

عبد، اعمال نیکویى به جا مى‏آورد و ملائکه آن اعمال را در دفتر مهر شده‏اى به حضرت حق ارائه مى‏دهند،

خطاب مى‏رسد: این دفتر را بیندازید؛ زیرا صاحبش در اعمالى که داشته به جلب رضایت من و رسیدن به قرب من کار نداشته و نیّتش در این اعمال براى من نبوده است.

 آن‏گاه به ملائکه خطاب مى‏رسد: برایش فلان چیز و فلان چیز را بنویسید.

عرضه مى‏دارند: این اعمالى که مى‏فرمایى در حقّ او بنویسیم، انجام نداده است.

خطاب مى‏رسد. به درستى که نیّت کرده، به تحقیق که نیّت کرده‏.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( دوشنبه 92/3/20 :: ساعت 11:37 صبح )
»» نیت پاکت را قبول کردم‏

روایت شده: مردى در حالى که گرسنه بود به ریگ زارى عبور کرد.

پیش خود گفت: اگر این رمل‏ها طعام بود، همه را بین مردم قسمت مى‏کردم.

خداوند به پیامبر زمان وحى کرد: به آن مرد بگو صدقه تو و شکر نیّت پاکت را قبول کردم و ثواب اطعام طعام اگر به مانند این ریگ‏ها نموده بودى به تو عنایت کردم‏.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( دوشنبه 92/3/20 :: ساعت 11:37 صبح )
»» حتى بوى خوش را براى خدا استعمال کنید

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند:

کسى که براى خدا بوى خوش استعمال کند، قیامت مى‏آید در حالى که بویش از مشک پاکیزه‏تر است

و هرکس نیّتش در استعمال بوى خوش غیر خدا باشد،

قیامت بویش از بوى مردار بدتر است‏



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( دوشنبه 92/3/20 :: ساعت 11:36 صبح )
»» خداوند، بهترین گواه در عالم هستى‏

 

 

انَّ اللّهَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ» «1» 

یقیناً خدا شنوا و بیناست.

وقتى آگاهى حضرت حق نسبت به همه چیز و همه کس و نسبت به ظاهر و باطن و امور پنهان و آشکار، علم فراگیر باشد، این معنى که حضرت حق نسبت به هر عمل و هر حرکتى از هر موجودى شاهد است و به وقت بازپرسى و محاکمه در محکمه عدالت و در دادگاه قیامت و اثبات حقّى به غارت رفته و مالى غصب شده و حقوقى بر باد رفته و ستمى که بر مظلومى واقع شده، هیچ نیازى به توضیح و تفسیر ندارد.

قُلْ یا اهْلَ الْکِتابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَ اللّهُ شهیدٌ عَلى ما تَعْمَلُونَ» «2»

بگو: اى اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر مى‏ورزید؟ در حالى که خدا بر آنچه انجام مى‏دهید، گواه است.

ما قُلْتُ لَهُمْ الّا ما امَرْتَنى بِهِ انِ اعْبُدُوا اللّهَ رَبّى‏ وَ رَبَّکُمْ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمّا تَوَفَّیْتَنِى کُنْتَ الرَّقیبَ عَلَیْهِمْ وَ انْتَ عَلى‏ کُلِّ شَىْ‏ءٍ شَهیدٌ» «3»

من به آنان جز آنچه را که به من دستور دادى نگفتم، [گفتم:] خدایى را بپرستید که پروردگار من و شماست. و تا زمانى که در میان آنان بودم گواهشان بودم، و چون مرا [از میان آنان به سوى خود] برگرفتى، خود مراقب و نگاهبانشان بودى؛ و تو بر همه چیز گواهى.

قُلْ اىُّ شَىْ‏ءٍ اکْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللّهُ شَهیدٌ بَیْنى وَ بَیْنَکُمْ» «4»

[به کافران و مشرکان که براى حق بودنِ نبوتت گواه مى‏طلبند] بگو: گواهى چه کسى از همه گواهان بزرگ‏تر است [تا او را بر حقّانیّت نبوّتم براى شما گواه آورم‏]؟ بگو: خدا میان من وشما گواه است [که گواهى‏اش بزرگترین ومطمئن‏ترین و صحیح‏ترین گواهى‏هاست‏].

وَ امّا نُرِیَنَّکَ بَعْضَ الَّذى نَعِدُهُمْ اوْ نَتَوَفَّیَنَّکَ فَالَیْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللّهُ شَهیدٌ عَلى‏ ما یَفْعَلُونَ» «5»

اگر پاره‏اى از عذاب‏هایى را که [به سبب کفرشان‏] به آنان وعده مى‏دهیم، به تو نشان دهیم [مى‏بینى که عذابى سخت و دردناک است‏] یا اگر [پیش از آن که عذاب آنان را به تو نشان دهیم‏] تو را قبض روح کنیم [اندوه مخور که در قیامت، عذابشان را خواهى دید] پس بازگشتشان به سوى ماست؛ خدا بر آنچه انجام مى‏دهند، گواه است.

إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیمَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ کُلِّ شَىْ‏ءٍ شَهِیدٌ» «6»

حتماً خدا روز قیامت میانشان داورى مى‏کند [تا گرویدگان به حق از آلودگان به باطل جدا شوند و حق‏پیشگان به بهشت و باطل گرایان به دوزخ درآیند]؛ بى‏تردید خدا بر همه چیز گواه است.

الَّذى لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ اْلَارْضِ وَاللّهُ عَلى‏ کُلِّ شَىْ‏ءٍ شَهیدٍ» «7»

خدایى که مالکیّت و فرمانروایى آسمان ها و زمین در سیطره اوست و خدا بر همه چیز گواه است.

 

عظمت خالق در نهج البلاغه‏

 

امیر المؤمنین علیه السلام مى‏فرماید:

قَدْ عَلِمَ السَّرائِرَ، وَ خَبَرَ الضَّمائِرَ، لَهُ الْاحاطَةُ بِکُلِّ شَىْ‏ءٍ، وَ الْغَلَبَةُ لِکُلِّ شَىْ‏ءٍ، وَ الْقُوَّةُ عَلى کُلِّ شَىْ‏ءٍ. «8»

به نهانها آگاه است و از اندیشه‏ها باخبر است، به هر چیزى احاطه دارد و بر هر چیزى غالب است و بر همه چیز تواناست.

به قسمتى از خطبه معروف به اشباح توجه کنید، تا بیش از پیش به عظمت خالق و حضورش در ظاهر و باطن هستى واقف شوید و نیز به معجزه‏اى از معجزات حضرت مولا، امام عارفان، پیشواى پرهیزکاران، شمع قلب عاشقان، غالب کل، على بن ابیطالب علیه السلام آگاه گردید.

خداوند متعال بر کسانى که راز خود را نهان کنند، دانا و آگاه است و به پنهان گویى آنان که سخن با یکدیگر آهسته رانند مطّلع و بیناست. و به اندیشه‏هایى که از ظنّ و گمان در دل قرار گیرد و به آنچه با یقین، تصمیم بر آن گرفته شود و به نگاه کردن‏هاى زیر چشم که از روى دزدى و آهستگى انجام مى‏گیرد و به آنچه درقلوب پنهان شده و به نادیدنى‏ها که در زیر حجاب‏ها و پرده‏ها مستور است وقوف کامل دارد.

به سخنانى که سوراخ‏هاى گوش‏ها به دزدى و آهستگى مى‏شنود و به روزنه‏هایى که موران کوچک در تابستان و حشرات و گزندگان در زمستان در آن جاى مى‏گیرند و به صداى با آه و ناله و گریه زنانى که میان ایشان و فرزندانشان مفارقت و جدایى افتاده و به صداى آهسته قدم‏ها و به جاى نمو میوه که در غلاف‏هاى رگ و ریشه درختان است و به جاى پنهان شدن حیوانات در غارها و درّه‏ها و کوهها و به جاى پنهان شدن پشه‏ها میان ساق‏ها و پوست‏هاى درختان و به جاى اتصال برگ‏ها به شاخه‏ها و به رحم‏هایى که نطفه‏هاى آمیخته به خون که از صلب‏ها خارج شده در آن قرار گیرد و به ابرهاى درآمده در هوا و جاى پیوستن آنها و به باریدن دانه باران در جاى روى هم آمدن ابرها و به آنچه گردبادها بر روى زمین مى‏پاشند و به فرو رفتن و حرکت حشرات در ریگستان‏ها و به جایگاه پرندگان بر سر کوهها بلند، به نغمه سرائى مرغان خواننده در آشیان‏هاى تاریک و به آنچه در میان صدف‏ها است و امواج دریا، در دل خود آن را پرورش داده و به آنچه تاریکى شب آن را پوشانده و یا آفتاب بر آن تابیده و به آنچه پى در پى پرده‏هاى تاریکى و درخشندگى‏هاى روشنى بر آن وارد گردیده و به نشانه هر گامى و به صداى آهسته هر حرکتى و به آواى هر سخنى و به حرکت و جنبش هر لبى و به جاى هر جاندارى و به مقدار و وزن هر ذرّه‏اى و به همهمه و صداى آهسته هر جاندارى که داراى عزم و اراده است و به آنچه بر روى زمین است از قبیل میوه درخت، یا برگى فرو افتاده یا رحمى نطفه دار، همراه با شؤون آفرینش از قبیل خون بسته، پاره گوشت، یا داراى شکل و صورت، یا طفل متولد شده، به همه و همه آگاه و بینا و نسبت به تمام، حاضر و شاهد است! «9»

 

به طواف خانه تا کى نظر افکنى بنا را

 

به حریم دل قدم نه که نظر کنى خدا را

قدحى ز زمزم عشق اگرت نصب افتد

 

چو خضر دگر نجوئى سرچشمه بقا را

     

عرفات درگه دل، طلب و وقوف بنما

 

که از آن وقوف یابى جلوات کبریا را

بصفاى جان نما سعى و گذر زمروه تن‏

 

که مگر در آن ببینى رخ یار دلربا را

به مناى عشق قربان کنى ار منىّ خود را

 

ز وصال دوست یابى به خدا تو هر منا را

نه به ذبح گوسپندى به جهان تو راست عیدى‏

 

به تو عید گردد آنگه که بُرى سر هوا را

چو در این طریق نفست به خلاف این بخواند

 

تو به دست عشق بر او عددى بزن حصا را

بگذر ز راه صورت بسپار راه معنى‏

 

که جز از طریق معنى نبود رهى خدا را

     

 

(لامع)

چنین آگاهى و علمى، به وقت محاکمه ستمگر و رساندن مظلوم به حقى که از او به غارت رفته، چه نیازى به گواه گواهان دارد که او گواه بر تمام عالم و شاهد بر تمام شؤون هستى و حاضر بر سرّ و نهان و ناظر بر آشکار و پنهان است.

راستى، اگر تمام مردم روى زمین به این معنا توجه قلبى داشتند و خود را در تمام لحظات در محضر حضرت او مى‏دیدند و آن محبوب را با تمام وجود لمس مى‏کردند، روزگار آنان و برخوردشان با یکدیگر چگونه بود؟

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- غافر (40): 20.

(2)- آل عمران (3): 98.

(3)- مائده (5): 117.

(4)- انعام (6): 19.

(5)- یونس (10): 46.

(6)- حج (22): 17.

(7)- بروج (85): 9.

(8)- نهج البلاغه: خطبه 85.

 

(9)- نهج البلاغه: خطبه 90، خطبة الاشباح.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( دوشنبه 92/3/20 :: ساعت 11:35 صبح )
»» یار مظلومان و دشمن ظالمان‏

حضرت حق، چون انسان را بیافرید، خورشید نبوت و امامت و چراغ پر فروغ‏عقل و خرد را فرا راه او قرار داد، تا به اسرار و رموز جهان و به عظمت شخصیت خود و به قوانین و مقرّراتى که سلامت همه جانبه وى را در زندگى دنیا و سعادت و خوشبختى او را در قیامت تضمین مى‏کند، واقف و آگاه گردد.

رسالت انبیا و امامت امامان عطیّه‏اى عظیم و نعمتى بزرگ از جانب حضرت محبوب به انسان بود.

حیات طیبه و زندگى پاک و ثواب آخرت و بهشت عنبر سرشت، معلول پیروى از انبیا و نتیجه اطاعت از سفیران پاک الهى است.

نبوّت و امامت حصن حصین حضرت حق و ضامن حفظ انسان از خطر و عامل شکوفایى همه استعدادهاى بشر و ترسیم کننده صراط مستقیم حضرت ربّ براى انسان است.

انبیا و امامان علیهم السلام راه زندگى صحیح را به انسان نمایاندند و هر آنچه در مسیر هدایت و رشد و کمال نیاز داشت به او فهماندند و وى را به تمام منافع و خطرات مادى و معنوى آگاه کردند.

انبیا و ائمه علیهم السلام کلیه مسائل مربوط به عقاید حقه و حسنات اخلاقى و اعمال صالحه را در اختیار بشر قرار دادند و در این زمینه از چیزى فروگذار نکرده و براى هدایت و دستگیرى انسان تا سر حدّ نثار جان در راه خدا کوشیدند.

انبیا و امامان علیهم السلام با کتابهاى الهى خود و دستورها و قوانین جامعى که داشتند، انسان را دعوت به آبادى دنیا و عمارت آخرت کردند.

آن بزرگواران از آدمیان خواستند در تمام امور حیات به حقوق مربوط به خود قانع باشند و در همه زمینه‏ها حق وحقوق دیگران را رعایت نمایند.

آنان از مردم خواستند از هر گونه ظلم و ستمى به دیگران و حتى به حیوانات بپرهیزند و آنچه مربوط به دیگران است بگذارند در دست آنان بماند و از غارت و غصب و دزدى و رشوه و خیانت و جنایت و غل و غشّ و حیله و مکر و ثروت‏اندوزى و تعطیل حق دیگران خوددارى نمایند.

در حالى که وجود مقدّس حضرت ربّ، حجت همه جانبه خود را نسبت به بندگان تمام کرده و زمینه‏اى براى تجاوز باقى نگذاشته، چنانچه ظلمى به کسى واقع شود، آتش غضب و خشمش نسبت به ظالم افروخته مى‏گردد و مظلوم را پناه داده، زمینه انتقام او را یا به دست خودش، یا به وسیله دیگران از ظالم فراهم مى‏نماید و چنانچه بنا به عللى در دنیا، از ستم پیشه انتقام مظلوم را نگیرد، وى را در قیامت به عذابى دچار مى‏کند که راه نجاتى براى او نباشد.

این معنا از ابتداى زندگى انسان در دنیا عملًا نسبت به ظالم و مظلوم مسلّم بوده وموضوعى است که نسبت به وضع قیامتى آن، هیچ گونه شک و تردیدى وجود ندارد.

حق مظلوم در این دنیا و در جهان آخرت محال است از بین برود و انتقام از ظالم چیزى نیست که فراموش گردد که حضرت حق عالم به همه امور و سمیع و بصیر و خبیر و علیم و نسبت به کلیّه برنامه‏ها گواه و شهید و آگاه وشاهد است.

حضرت او به کسى که به ناحق مورد ظلم واقع شده رحیم و مهربان و نسبت به ظالم وستمگر خصم و دشمن است.

مظلوم با شخصیت و صابر که قدمى از راه حق فراتر نمى‏نهد و در تمام امور برابر با خواسته‏هاى حق زندگى مى‏کند و منتظر مى‏ماند تا خداوند زمینه انتقام را برایش فراهم آورد، تا به دست خود و یارى مردم مؤمن حقّش را از ظالم بگیرد محبوب خدا مى‏باشد و ستمگر نابکار و متکبّر غدّار و فخر فروش از خود راضى، منفور و مبغوض خدا است.

یارى حضرت حق به فرموده حضرت سجّاد علیه السلام به مظلوم نزدیک و کمک حضرت جبّار و صاحب انتقام از ستمکار دور است.

 

دورى از ستم‏

 

ظلم و ستم یا به عبارت دیگر تجاوز به حق خود، یا به حق دیگران، یا به حقوق حضرت حق، عملى بسیار زشت و برنامه‏اى ناباب و کارى پلید و حرکتى زیان آور است.

وجود مقدس حضرت حق در کتب آسمانى، به خصوص قرآن مجید، انسان را از هر عمل زشتى و سوء خلقى و نیت آلوده‏اى، به خصوص ظلم نهى فرموده و به ظالم در صورتى که توبه نکند و دست از ستم برندارد، وعده عذاب دردناک داده است.

آیات و روایات در این زمینه خواهد آمد.

 

نتیجه طغیان در نعمت‏

 

روشن است که اوّلًا: نعمت‏هاى حضرت حقّ چه مادى و چه معنوى قابل شماره نیست و ثانیاً: خداوند مهربان به هر کسى به اندازه لیاقت و سعى و کوشش او نعمت عنایت فرموده و ثالثاً: راه مصرف نعمت را به وسیله کتب آسمانى و تعلیمات انبیا و امامان علیهم السلام به انسان آموخته است.

اگر نعمت زیبایى و نعمت جسم و نعمت حالات قلب و نعمت غرایز و شهوات و نعمت مال و ثروت و نعمت علم و فهم و نعمت قدرت و قوت و سطوت و مکنت در راه آبادى دنیا و سلامت زندگى و خوشبختى حقیقى خانواده و جامعه و طاعت و عبادت و رشد و کمال و خیر و سعادت و حل مشکلات بندگان خدا خرج شود، عین عدالت و مورّث رضا و خشنودى حق و رسیدن انسان به اجر کریم و ثواب عظیم است.

و اگر آن نعمت‏ها خرج خیانت و غلّ و خدعه و شهوات حرام و قمار و شراب و گناه و معصیت و حبس حقوق از دیگران و فروپاشى نظام خانه و اجتماع و تکاثر وثروت و کبر و فخر فروشى و ... شود باعث نفرت حق و شعله ور شدن آتش غضب حضرت جبار و لعنت خدا و ملائکه و لعنت کنندگان و عذاب مقیم و آتش ابد در قیامت خواهد شد و ظلم و ستم جز این معنایى ندارد، ظلم یعنى طغیان و سرکشى در نعمت و یا به عبارت دیگر، نعمت را در غیر جاى خودش مصرف کردن است.

تبدیل کردن نعمت به معصیت، ظلمى سنگین، عملى زشت و حرکتى فوق العاده قبیح است.

الَمْ تَرَ الَى الَّذینَ بَدَّلُوا نِعْمَةَ اللّهِ کُفْراً وَ احَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَالْبَوارِ* جهنّم یَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ» «1»

آیا کسانى را که [شکر] نعمت خدا را به کفران و ناسپاسى تبدیل کردند و قوم خود را به سراى نابودى و هلاکت درآوردند، ندیدى؟* [سراى نابودى و هلاکت، همان‏] دوزخى است که در آن وارد مى‏شوند، و بد قرارگاهى است.

اى کاش آنان که نعمت‏هاى الهى را در گناه و کوبیدن بندگان حق و ظلم و ستم خرج مى‏کنند، از وضع ستمگران قبل از خود عبرت مى‏گرفتند و افتادن آنان را به بند انتقام و مالیده شدن دماغشان را به خاک مذلّت با چشم دل مشاهده مى‏نمودند، تا از ظلم دست برداشته و قدم به راه پاکى و درستى و صدق و صفا مى‏نهادند.

اى دل اساس خانه عمر استوار نیست‏

 

سرمایه خوش است ولى پایدار نیست‏

     

نشکفت بر نهال گلستان روزگار

 

یک گل که رنگ عارض او مستعار نیست‏

با شادى زمانه غم بى شمار هست‏

 

در جام روزگار مى بى خمار نیست‏

     

صورت مبند راحت بى رنج در جهان‏

 

کین نقش بر صحایف لیل و نهار نیست‏

در جستجوى یار مکن نقد عمر صرف‏

 

اى یار فکر یار رها کن که یار نیست‏

درویش اگر عزیز نباشد بچشم خلق‏

 

خوارش مخوان که در نظر شرع خوار نیست‏

چون فخر بهترین خلایق به فقر بود

 

گرما گدا و بى سروپائیم عار نیست‏

     

 [ «6» اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ خُذْ ظَالِمِی وَ عَدُوِّی عَنْ ظُلْمِی بِقُوَّتِکَ وَ افْلُلْ حَدَّهُ عَنِّی بِقُدْرَتِکَ وَ اجْعَلْ لَهُ شُغْلًا فِیمَا یَلِیهِ وَ عَجْزاً عَمَّا یُنَاوِیهِ «7» اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لَا تُسَوِّغْ لَهُ ظُلْمِی وَ أَحْسِنْ عَلَیْهِ عَوْنِی وَ اعْصِمْنِی مِنْ مِثْلِ أَفْعَالِهِ وَ لَا تَجْعَلْنِی فِی مِثْلِ حَالِهِ «8» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَعِدْنِی عَلَیْهِ عَدْوَىً حَاضِرَةً تَکُونُ مِنْ غَیْظِی بِهِ شِفَاءً وَ مِنْ حَنَقِی عَلَیْهِ وَفَاءً «9» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ عَوِّضْنِی مِنْ ظُلْمِهِ لِی عَفْوَکَ وَ أَبْدِلْنِی بِسُوءِ صَنِیعِهِ بِی رَحْمَتَکَ فَکُلُّ مَکْرُوهٍ جَلَلٌ دُونَ سَخَطِکَ وَ کُلُّ مَرْزِئَةٍ سَوَاءٌ مَعَ مَوْجِدَتِکَ‏]

خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و ستم‏کننده بر من و دشمنم را با نیرویت از ستم بر من بازدار، و با قدرتت تندى و تیزى ستمش را بر من بشکن، و برایش در آنچه که دوست دارد، مشغولیّت و سرگرمى قرار ده، تا از ستم ورزى غافل گردد، و بر وجودش در برابر مظلومى که به دشمنى برمى‏خیزد، داغ عجز و ناتوانى زن.

خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست. و ستم کار را رخصت ستم بر من مده، و یاریت را نسبت به من، در برابر او نیکو قرار ده، و مرا از دست زدن به کارهایى مانند کار او حفظ کن، و در حالتى مانند حال او قرار مده.

خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و مرا بر دشمنم یارى ده؛ یارى دادن بى‏درنگى که خشمم را نسبت به او شفا، و کینه‏ام را در برابر او وفا باشد.

خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و عفو و بخششت را، در برابر ستمى که دشمن به من روا مى‏دارد عوض ده و به جاى رفتار بدش نسبت به من، رحمتت را قرار ده، پس هر شدّتى وراى خشم تو ناچیز، و هر بلایى با وجود غضب تو معتدل است.

 

 

پی نوتشت:

 

______________________________

(1)- ابراهیم (14): 28- 29.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( دوشنبه 92/3/20 :: ساعت 11:33 صبح )
»» داستان

چندین سال قبل برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم،
سه چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود که یک کار گروهی برای دانشجویان تعیین شد که در گروه های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام میشد.
دقیقا یادمه از دختر آمریکایی که درست توی نیمکت بغلیم مینشست و اسمش کاترینا بود پرسیدم که برای این کار گروهی تصمیمش چیه؟
گفت اول باید برنامه زمانی رو ببینه، ظاهرا برنامه دست یکی از دانشجوها به اسم فیلیپ بود.
پرسیدم فیلیپ رو میشناسی؟
کاترینا گفت آره، همون پسری که موهای بلوند قشنگی داره و ردیف جلو میشینه!
گفتم نمیدونم کیو میگی!
گفت …
.
همون پسر خوش تیپ که معمولا پیراهن و شلوار روشن شیکی تنش میکنه!
گفتم نمیدونم منظورت کیه؟
گفت همون پسری که کیف وکفشش همیشه ست هست باهم!
بازم نفهمیدم منظورش کی بود!
اونجا بود که کاترینا تون صداشو یکم پایین آورد و گفت فیلیپ دیگه، همون پسر مهربونی که روی ویلچیر میشینه…
این بار دقیقا فهمیدم کیو میگه ولی به طرز غیر قابل باوری رفتم تو فکر،
آدم چقدر باید نگاهش به اطراف مثبت باشه که بتونه از ویژگی های منفی و نقص ها چشم پوشی کنه…
چقدر خوبه مثبت دیدن…
یک لحظه خودمو جای کاترینا گذاشتم ، اگر از من در مورد فیلیپ میپرسیدن و فیلیپو میشناختم، چی میگفتم؟
حتما سریع میگفتم همون معلوله دیگه!!
وقتی نگاه کاترینا رو با دید خودم مقایسه کردم خیلی خجالت کشیدم…
شما چی فکر میکنید؟
چقد عالی میشه اگه ویژگی های مثبت افراد رو بیشتر ببینیم و بتونیم از نقص هاشون چشم پوشی کنیم”



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید عبدلی ( یکشنبه 92/3/19 :: ساعت 12:56 عصر )
   1   2      >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

عزاداری از سنت های پیامبر اکرم (ص) است
سعادت ابدی در گرو اشک و عزاداری بر سیدالشهدا علیه السلام
سبک زندگی قرآنی امام حسین (علیه السلام)
یاران امام حسین (ع) الگوی یاران امام مهدی (عج)
آیا شیطان به دست حضرت مهدی علیه السلام کشته خواهد شد؟
ارزش اشک و عزا بر مصائب اهل بیت علیهم السلام
پیوستگان و رهاکنندگان امام حسین علیه السلام
امام حسین علیه السلام در آیینه زیارت
پیروان مسیح بر قوم یهود تا روز قیامت برترند!
نگاهی به شخصیت جهانی امام حسین «علیه السلام»
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 207
>> بازدید دیروز: 261
>> مجموع بازدیدها: 945067
» درباره من

بشنو این نی چون حکایت می کند

» فهرست موضوعی یادداشت ها
دینی و مذهبی[871] . عشق[360] . آشنایی با عرفا[116] . جدایی از فرهنگ[114] . موسیقی[66] . داستانک[2] . موعود . واژگان کلیدی: بیت المال . صحابی . عدالت . جزیه . جنایات جنگ . حقوق بشردوستانه . حکومت . خراج . علی علیه‏السلام . لبنان . مالیات . مصرف . مقاله . منّ و فداء . ادیان . اسرای جنگی . اعلان جنگ . انصاری . ایران . تقریب مذاهب . جابر .
» آرشیو مطالب
نوشته های شهریور85
نوشته های مهر 85
نوشته زمستان85
نوشته های بهار 86
نوشته های تابستان 86
نوشته های پاییز 86
نوشته های زمستان 86
نوشته های بهار87
نوشته های تابستان 87
نوشته های پاییز 87
نوشته های زمستان87
نوشته های بهار88
نوشته های پاییز88
متفرقه
نوشته های بهار89
نوشته های تابستان 89
مرداد 1389
نوشته های شهریور 89
نوشته های مهر 89
آبان 89
آذر 89
نوشته های دی 89
نوشته های بهمن 89
نوشته های اسفند 89
نوشته های اردیبهشت 90
نوشته های خرداد90
نوشته های تیر 90
نوشته های مرداد90
نوشته های شهریور90
نوشته های مهر 90
نوشته های تیر 90
نوشته های مرداد 90
نوشته های مهر 90
نوشته های آبان 90
نوشته های آذر 90
نوشته های دی 90
نوشته های بهمن 90
نوشته های اسفند90
نوشته های فروردین 91
نوشته های اردیبهشت91
نوشته های خرداد91
نوشته های تیرماه 91
نوشته های مرداد ماه 91
نوشته های شهریور ماه91
نوشته های مهر91
نوشته های آبان 91
نوشته های آذرماه91
نوشته های دی ماه 91
نوشته های بهمن ماه91
نوشته های بهار92
نوشته های تیر92
نوشته های مرداد92
نوشته های شهریور92
نوشته های مهر92
نوشته های آبان92
نوشته های آذر92
نوشته های دی ماه92
نوشته های بهمن ماه92
نوشته های فروردین ماه 93
نوشته های اردیبهشت ماه 93
نوشته های خردادماه 93
نوشته های تیر ماه 93
نوشته های مرداد ماه 93
نوشته های شهریورماه93
نوشته های مهرماه 93
نوشته های آبان ماه 93
نوشته های آذرماه 93
نوشته های دیماه 93
نوشته های بهمن ماه 93
نوشته های اسفند ماه 93
نوشته های فروردین ماه 94
نوشته های اردیبهشت ماه94
نوشته های خرداد ماه 94
نوشته های تیرماه 94
نوشته های مرداد ماه 94
نوشته های شهریورماه94
نوشته های مهرماه94
نوشته های آبان ماه94

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
قعله
دانشجو
کشکول
پیام شهید -وبگاه شهید سید علی سعادت میرقدیم
اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
بر بلندای کوه بیل
گل باغ آشنایی
سرباز ولایت
پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ...
اسیرعشق
(( همیشه با تو ))
سرچشمـــه فضیـلـــت ها ؛ امـــام مهــدی علیــه السلام
بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن
چشمـــه ســـار رحمــت
||*^ــــ^*|| diafeh ||*^ــــ^ *||
همراه با چهارده معصوم (علیهم السلام )ویاران-پارسی بلاگ
سه ثانیه سکوت
Mystery
کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب
جلال حاتمی - حسابداری و حسابرسی
اکبر پایندان
مهندس محی الدین اله دادی
بهانه
بهارانه
صراط مستقیم
تــپــش ِ یکــ رویا
وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید)
ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی
نگارستان خیال
سلحشوران
گیاه پزشکی 92
*تنهایی من*
ermia............
مقبلی جیرفتی
تنهایی افتاب
طراوت باران
تنهایی......!!!!!!
تنهای93
نگاهی نو به مشاوره
سارا احمدی
فروشگاه جهیزیه و لوازم آشپزخانه فدک1
طب سنتی@
.: شهر عشق :.
تا شقایق هست زندگی اجبار است .
ماتاآخرایستاده ایم
ir-software
هدهد
گیسو کمند
.-~·*’?¨¯`·¸ دوازده امام طزرجان¸·`¯¨?’*·~-.
صحبت دل ودیده
دانلود فایل های فارسی
محقق دانشگاه
ارمغان تنهایی
* مالک *
******ali pishtaz******
فرشته پاک دل
نقاشخونه
شهیدباکری میاندوآب
محمدمبین احسانی نیا
کوثر ولایت
آشفته حال
سرزمین رویا
دل نوشته
فرمانده آسمانی من
ایران
یاس دانلود
گل رازقی
من.تو.خدا
بلوچستان
محمدرضا جعفربگلو
سه قدم مانده به....
راز نوشته بی نشانه
یامهدی
#*ReZa GhOcCh AnN eJhAd*#(گوچـی جـــون )
امام خمینی(ره)وجوان امروز
فیلم و مردم
...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
پیکو پیکس | منبع عکس
پلاک صفر
قـــ❤ــلـــــب هـــــای آبـــــی انــ❤ـــاری
اسیرعشق
دل پرخاطره
* عاشقانه ای برای تو *
farajbabaii
ارواحنا فداک یا زینب
مشکات نور الله
دار funny....
mystery
انجام پروژه های دانشجویی برای دانشجویان کنترل
گل یا پوچ؟2
پسران علوی - دختران فاطمی
تلخی روزگار....
اصلاحات
گل خشک
نت سرای الماس
دنیا
دل پر خاطره
عمو همه چی دان
هرکس منتظر است...
سلام محب برمحبان حسین (ع)
ادامس خسته من elahe
دهکده کوچک ما
love
تقدیم به کسی که باور نکرد دوستش دارم
گروه اینترنتی جرقه داتکو
مدوزیبایی
من،منم.من مثل هیچکس نیستم
Tarranome Ziba
پاتوق دختر و پسرای ایرونی
اسرا
راه زنده،راه عشق
وبلاگ رسمی محسن نصیری(هامون)(شاعر و نویسنده)
وب سایت شخصی یاسین گمرکی
حسام الدین شفیعیان
عکسهای سریال افسانه دونگ یی
ܓ✿ دنـیــــاﮮ مـــــــن
Hunter
حسام الدین شفیعیان
hamidsportcars
دهکده علم و فناوری
اسیرعشق
دختر باحال
*دلم برای چمران تنگ شده.*
♥تاریکی♡
به یادتم
باز باران با محرم
تنهایی ..............
دوستانه
هرچه می خواهد دل تنگم میذارم
زندگی
نیلوفر مرداب
فقط طنزوخنده
تینا!!!!
شیاطین سرخ
my love#me
سرزمین خنگا
احکام تقلید
•.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.•
فوتسال بخش جنت (جنت شهر )
حقیقت صراط
...دیگه حسی نمونده
زیر اسمان غربت
شهید علی محسنی وطن
سکوت(فریاد)
عاشقانه ها
خودمو خدا تنها
دانستنی های جالب
ermia............
حجاب ایرانی
عرفان وادب
دل خسته
عاشقانه های من ومحمد
هر چه میخواهد دله تنگت بگو . . .
sharareh atashin
mehrabani
khoshbakhti
______>>>>_____همیشگی هااا____»»»»»_____>>>>
دخترونه
قلبی خسته ازتپیدن
عشـ۩ـق یـ۩ـعنی یـ۩ـه پــ۩ـلاک......
تینا
مذهب عشق
مناجات با عشق
داستان زندگی من
دهاتی
دکتر علی حاجی ستوده
عاشق فوتبال
کشکول
حاج آقا مسئلةٌ
صدا آشنا
کد بانوی ایرانی
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
« یا مهدی ادرکنی »
وبلاگ تخصصی کامپیوتر - شبکه - نرم افزار
::::: نـو ر و ز :::::
توکای شهر خاموش

.: اخـبـار فـنـاوری .:
Biology Home
شــــــــــــــهــــدای هــــــــــــــســـتــه ایـــــــــــــ
مثبت گرا
تک آندروید
امروز
دانستنی / سرگرمی / دانلود
°°FoReVEr••
مطلع الفجر
سنگر بندگی
تعصبی ام به نام علی .ع.
تنهایی.......
دلـــــــشــــــــکســـــته
عاشقانه
nilo
هر چی هر چی
vida
دلمه پیچ, دستگاه دلمه پیچ Dolmer
هسته گیر آلبالو
آرایشگری و زیبایی و بهداشت پوست
عکس های جالب و متحرک
گنجدونی
مرکز استثنایی متوسطه حرفه ای تلاشگران بیرجند
دیجی بازار
نمونه سوالات متوسطه و پیش دانشگاهی و کارشناسی ارشد
bakhtiyari20
زنگ تفریح
گلچین اینترنتی
تیشرت و شلوارک لاغری
روستای اصفهانکلاته
پایه عکاسی مونوپاد و ریموت شاتر بلوتوث
بهارانه
قدم بر چشم
سرور
عاطفانه

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان


























































































» وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
» طراح قالب