وي غارت دين صد مسلمان از تو
کفر از من و عشق از من و زنار از من
دل از تو و دين از تو و ايمان از تو
ابو سعيد
آمد ماه صيام، سنجق سلطان رسيد دستبدار از طعام مايده جان رسيد
جان ز قطعيتبرست، دست طبيعتببست قلب ضلالتشکست لشکر ايمان رسيد
لشکر «والعاديات» دستبه يغما نهاد ز آتش «و الموريات» نفس به افغان رسيد
البقره راستبود موسى عمران نمود مرده از و زنده شد چونک به قربان رسيد
روزه چون قربان ماست زندگى جان ماست تن همه قربان کنيم جان چون به مهمان رسيد
صبر چو ابريستخوش، حکمتبارد ازو زانک چنين ماه صبر بود که قرآن رسيد
نفس چون محتاج شد روح به معراج شد چون در زندان شکست جان بر جانان رسيد
پرده ظلمت دريد، دل به فلک بر پريد چون ز ملک بود دل باز بديشان رسيد
زود از اين چاه تن دستبزن در رسن برسر چاه آب گو: يوسف کنعان رسيد
عيسى چو از خر برست گشت دعايش قبول دستبشو کز فلک، مايده و خوان رسيد
دست و دهان را بشو، نه بخور و نى بگو آن سخن و لقمه جو، کان به خموشان رسيد
اي کـبوتر از آشيان کرانه کردي
بي سبب چرا ترک آشيانه کردي
يادي از رفـــــــيقان آشنا نکردي
زين مکان که با عاشــقان درآن چميدي از آن چه ديدي
ناگهان چرا ســــــوي ديگران پريدي
ترک يار نالان و تـــرک خانه کردي
بد گــــــــمان گـــــــــشتم بر تو باري
بـــــي وفــــــــــــا نــــبودي به ياري
در کف بازان شکاري به صد زخم کاري همانا دچاري
از فراقت من مي کنم شيون
دلــــــبر من نگارين پر من
کــي بود جانا کز وفا گردي
هــــــمسر من نشيني بر من
اين جمله را از دو گروه مي توان شنيد. يکي پزشکان و ديگري عرفا.
پزشکان آن را براي سلامتي جسم تجويز مي کنند و عرفا براي سلامتي روح. اما چه زيباست زماني که خورشيد خود پرده از چشمانمان بردارد و بگويد يک ماه فرصت داريد که به من نگاه کنيد و در اين يک ماه اگر چشمتان به ديدن من عادت کرد ديگر مي توانيد براي هميشه حايل را بر داريد.
اما براي من مدتي است که هر سال اين زيبايي با تلخي خاصي همراه است.هر سال که مي گذرد تنها تفاوتي که حاصل مي شود اضافه شدن يک سال به شمار سال هايي است که روزه نگرفته ام
.
در يک کلام:
آه از اين لطف به انواع عتاب آلوده!
پ.ن.1: قبل از نوشتن پست تک تک کساني که منو مي شناسن و اينارو ممکنه بخونن رو توي ذهنم مرور مي کردم. فقط بهشون مي گم:
شرمنده!!!
پ.ن.2: بدون شرح 2!
طريق کام بخشي چيست ترک کام خود گفتن کلاه سروري آن است کز اين ترک بردوزي
پ.ن.3: ماه رمضان و سفره افطار با صداي م. ر. شجريان لطف بيشتري پيدا مي کنه.با شنيدن " ربنا" معروف ياد ابيات آغازي قصايد سعدي مي افتم:
کردي هر آنچه حق خداوندي تو بود ما در خور تو هيچ نکرديم "ربنا"
-"درسته که مي گن توي انگليس وضع معلولين خيلي خوبه؟"منتظر تاييدم بود.
-"بله,امکانات فوقالعاده است.همه جا مناسب سازي شده ,همه جا بالابر يا درهاي اتومات ويژه معلولين يا چراغ قرمزهاي مناسب سازي شده (براي افراد ناشنوا) يا...وجود داره ولي... ولي خود معلولين پيگير کاراشون نيستند يعني اونا فقط مصرف کننده هاي خوبي هستند,جنب و جوش ندارند."
همچنان با محبت نگاهم مي کرد.لبخندي زد و گفت:
"نفس حرکت کردن خودش قشنگه"
اين حرفش منو ياد کلي بيت انداخت مثلآ :
موجيم و وصل ما از خود بريدن است ساحل بهانه اي است، رفتن رسيدن است
پ.ن۱:اگر به من بگن که اگر بخواهي در 2 مراسم افطاري شرکت کني,اون دو تا چي هستن,بعد از سفره خانواده که براي هر کس زيباترين سفره است (بخصوص اگر دور باشي), سفره افطار 5شنبه باوري ها را انتخاب مي کنم. چقدر دوست داشتم مراسم امسالشون رو مي بودم و يه کمک کوچکي مي کردم.بخصوص من که روزه ...
پ.ن۲: از صميم قلب براي اون زوج محترم آرزوي خوشوقتي و خوشبختي مي کنم و از خدا مي خواهم همه خواسته هاشون رو براورده کند,خواسته هايي که اگه براورده بشن همه معلولين کشور هم امکانات خواهند داشت و هم جنب و جوش!
[22/5/1387- 10:20 ص] حکمتي از قرآن/مضطر واقعي کيست؟
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 59
کل بازديد :34292
پيامبر اکرم ميفرمايد :دين ناموس خداست و به ناموس خدا خيانت نکنيد. يا علي مدد
نوشته هاي مهر 85 [115]
نوشته زمستان85 [71]
نوشته هاي بهار 86 [299]
نوشته هاي تابستان 86 [428]
نوشته های پاییز 86 [93]
نوشته های زمستان 86 [355]
نوشته هاي بهار87 [40]
نوشته هاي تابستان 87 [75]
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
(( هميشه با تو ))
« يا مهدي ادرکني »
توکاي شهر خاموش
نام: | |
ايميل: | |
















