پنهان کننده دانش، به درستي دانشش بي اعتماد است . [امام علي عليه السلام]
بشنو اين ني چون حکايت مي کند
   1   2   3   4   5   >>   >
اي رونق کيش بت پرستان از تو
وي غارت دين صد مسلمان از تو
کفر از من و عشق از من و زنار از من
دل از تو و دين از تو و ايمان از تو
ابو سعيد
__

سعيد عبدلي ::: شنبه 31/6/1386::: ساعت 9:23 صبح



آمد ماه صيام، سنجق سلطان رسيد       دست‏بدار از طعام مايده جان رسيد


جان ز قطعيت‏برست، دست طبيعت‏ببست         قلب ضلالت‏شکست لشکر ايمان رسيد


 لشکر «والعاديات‏» دست‏به يغما نهاد         ز آتش «و الموريات‏» نفس به افغان رسيد


 البقره راست‏بود موسى عمران نمود             مرده از و زنده شد چونک به قربان رسيد


روزه چون قربان ماست زندگى جان ماست      تن همه قربان کنيم جان چون به مهمان رسيد


صبر چو ابريست‏خوش، حکمت‏بارد ازو                   زانک چنين ماه صبر بود که قرآن رسيد


نفس چون محتاج شد روح به معراج شد            چون در زندان شکست جان بر جانان رسيد


پرده ظلمت دريد، دل به فلک بر پريد                 چون ز ملک بود دل باز بديشان رسيد


زود از اين چاه تن دست‏بزن در رسن               برسر چاه آب گو: يوسف کنعان رسيد


عيسى چو از خر برست گشت دعايش قبول       دست‏بشو کز فلک، مايده و خوان رسيد


 دست و دهان را بشو، نه بخور و نى بگو         آن سخن و لقمه جو، کان به خموشان رسيد



سعيد عبدلي ::: سه‏شنبه 27/6/1386::: ساعت 1:23 عصر

اي کـبوتر از آشيان کرانه کردي
بي سبب چرا ترک آشيانه کردي
يادي از رفـــــــيقان آشنا نکردي
 


زين مکان که با عاشــقان درآن چميدي از آن چه ديدي
ناگهان چرا ســــــوي ديگران پريدي
ترک يار نالان و تـــرک خانه کردي

بد گــــــــمان گـــــــــشتم بر تو باري
بـــــي وفــــــــــــا نــــبودي به ياري
در کف بازان شکاري به صد زخم کاري همانا دچاري

از فراقت من مي کنم شيون
دلــــــبر من نگارين پر من
کــي بود جانا کز وفا گردي
هــــــمسر من نشيني بر من



سعيد عبدلي ::: سه‏شنبه 27/6/1386::: ساعت 1:20 عصر

"هيچ گاه با چشم غير مسلح به خورشيد نگاه نکنيد"
اين جمله را از دو گروه مي توان شنيد. يکي پزشکان و ديگري عرفا.
پزشکان آن را براي سلامتي جسم تجويز مي کنند و عرفا براي سلامتي روح. اما چه زيباست زماني که خورشيد خود پرده از چشمانمان بردارد و بگويد يک ماه فرصت داريد که به من نگاه کنيد و در اين يک ماه اگر چشمتان به ديدن من عادت کرد ديگر مي توانيد براي هميشه حايل را بر داريد.


اما براي من مدتي است که هر سال  اين زيبايي با تلخي خاصي همراه است.هر سال که مي گذرد تنها تفاوتي که حاصل مي شود اضافه شدن يک سال به شمار سال هايي است که روزه نگرفته ام.


    در يک کلام:
آه از اين لطف به انواع عتاب آلوده!


پ.ن.1:  قبل از نوشتن پست تک تک کساني که منو مي شناسن و  اينارو ممکنه بخونن رو توي ذهنم مرور مي کردم. فقط بهشون مي گم:
شرمنده!!!


پ.ن.2: بدون شرح 2!
طريق کام بخشي چيست ترک کام خود گفتن     کلاه سروري آن است کز اين ترک بردوزي


پ.ن.3: ماه رمضان و سفره افطار با صداي م. ر. شجريان لطف بيشتري پيدا مي کنه.با شنيدن " ربنا" معروف ياد ابيات آغازي قصايد سعدي مي افتم:
کردي هر آنچه حق خداوندي تو بود       ما در خور تو هيچ نکرديم "ربنا"



سعيد عبدلي ::: سه‏شنبه 27/6/1386::: ساعت 1:18 عصر

کمي دير رسيدند.اول خانمش را جايي که ويلچرش جا مي شد مستقر کرد, بعد هم آرام به سمت صندلي ها حرکت کرد. هيچ وقت فکر نمي کردم از ديدنش اينقدر خوشحال شوم.بعد از روبوسي کنار من نشست.


-"درسته که مي گن توي انگليس وضع معلولين خيلي خوبه؟"منتظر تاييدم بود.


-"بله,امکانات فوقالعاده است.همه جا مناسب سازي شده ,همه جا بالابر يا درهاي اتومات ويژه معلولين يا چراغ قرمزهاي مناسب سازي شده (براي افراد ناشنوا) يا...وجود داره ولي...  ولي خود معلولين پيگير کاراشون نيستند يعني اونا فقط مصرف کننده هاي خوبي هستند,جنب و جوش ندارند."


همچنان با محبت نگاهم مي کرد.لبخندي زد و گفت:


"نفس حرکت کردن خودش قشنگه"


اين حرفش منو ياد کلي بيت انداخت مثلآ :



موجيم و وصل ما از خود بريدن است     ساحل بهانه اي است، رفتن رسيدن است


پ.ن۱:اگر به من بگن که اگر بخواهي در 2 مراسم افطاري شرکت کني,اون دو تا چي هستن,بعد از سفره خانواده که براي هر کس زيباترين سفره است (بخصوص اگر دور باشي), سفره افطار 5شنبه باوري ها را انتخاب مي کنم. چقدر دوست داشتم مراسم امسالشون رو مي بودم و يه کمک کوچکي مي کردم.بخصوص من که روزه ... 


پ.ن۲: از صميم قلب براي اون زوج محترم آرزوي خوشوقتي و خوشبختي مي کنم و از خدا مي خواهم همه خواسته هاشون رو براورده کند,خواسته هايي که اگه براورده بشن همه معلولين کشور هم امکانات  خواهند داشت و هم جنب و جوش!



سعيد عبدلي ::: سه‏شنبه 27/6/1386::: ساعت 1:16 عصر

خداوندا!

شکر و سپاس توراست به خاطر تقدير نيکت، و به خاطر منصرف نمودن بلايت که نسبت به من فرمودي، پس بهره ام از رحمتت را تنها همين عافيتي که اکنون {در دنياي فاني }به من داده اي قرار نده، تا {مبادا}به خاطر آنچه (در مورد دنيا) دوست دارم،بد بخت شوم ،و ديگران به سبب آنچه (از امور آخرت)را دوست ندارم ، خوشبخت گردند.

 

اي خداي من !

پس اگر اين عافيت (فاني ) که در آن هستم و با آن روز را به شب ، و شب را به روز رسانده ام،مقدمه ي بلاي آخرت شود،بلايي که هميشگي و رنجش دائمي است ، پس آنچه از عافيت را که برايم مقدم داشته اي{و در دنيا به من داده اي}تاخير انداز {و در آخرت به من بده}و آنچه را تاخير انداخته، برايم مقدم بدار.

 

آنچه که عاقبتش فاني است اندک است، و آنچه عاقبتش هميشگي است، بسيار است، و بر محمد(ص) و آلش رحمت و درود بفرست.

 

                                                  امام سجاد (ع)

                                                 صحيفه سجاديه


سعيد عبدلي ::: سه‏شنبه 27/6/1386::: ساعت 1:13 عصر

گفتم : هيشکي نمي‌دونه تو دلم چي مي‌گذره. گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه .:: خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) ::. گفتم: غير از تو کسي رو ندارم. گفتي: نحن اقرب اليه من حبل الوريد .:: ما از رگ گردن به انسان نزديک‌تريم (ق/16): گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش کردي! گفتي: فاذکروني اذکرکم .:: منو ياد کنيد تا ياد شما باشم (بقره )

سعيد عبدلي ::: سه‏شنبه 27/6/1386::: ساعت 1:11 عصر

 يارب تو مرا قرين پيروزي کن بيداري و هوشياري ام روزي کن دورم گردان زشبهه و بي خردي امداد به خيرو توشه اندوزي کن


 تا وقتي که مؤمن در پي ياري برادر خويش باشد، خداوند ياور اوست. امام صادق ع

 


از آسمان طلا مي بارد، تو زرگر نيستي به آسمان خرده مگير

 

خدا در سينه من بود با من گرم نجوا بود دلم سرشار از او بود نه کمبودي برايم بود نه اندوهي با اين چشم ، من ديدم با او اين همه اندوه شيرين است و بي او ، زندگي تار است و بي او زندگي پوچ و سياه و سخت و غمگين است
 


سعيد عبدلي ::: سه‏شنبه 27/6/1386::: ساعت 1:10 عصر

شايد گردباد نشانه­اي باشد براي ما که بر گِرد دنياي زندگيمان

 

که مي چرخيم بدانيم هر آنچه را که زميني ست فاني ست،

 

بايد آنها را از وجود زندگي بَرکَند و آسماني شد!


سعيد عبدلي ::: سه‏شنبه 27/6/1386::: ساعت 1:4 عصر

شايد گردباد نشانه­اي باشد براي ما که بر گِرد دنياي زندگيمان

 

که مي چرخيم بدانيم هر آنچه را که زميني ست فاني ست،

 

بايد آنها را از وجود زندگي بَرکَند و آسماني شد!


سعيد عبدلي ::: سه‏شنبه 27/6/1386::: ساعت 1:4 عصر

زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حرکت باشي ....آلبرت انيشتن


سعيد عبدلي ::: سه‏شنبه 27/6/1386::: ساعت 1:3 عصر

آورده اند که رسول صلى الله عليه و آله شنيد از زنى که کنيزکى را دشنام مى داد و آن زن روزه داشت. به او گفت: بيا طعام بخور. گفت: يا رسول الله ! من روزه دارم . گفت: چگونه روزه دارى که کنيزک را دشنام دادى .ان الصوم ليس من الطعام و الشراب .روزه نه از طعام و شراب است .


سعيد عبدلي ::: يکشنبه 25/6/1386::: ساعت 7:56 صبح

آورده اند که در عهد رسول صلى الله عليه و آله زنى روزه داشتى و غيبت مردمان کردى . روزى به حضرت رسول صلى الله عليه و آله آمد و گفت: يا رسول الله ! روزه دارم. خواجه گفت: تو روزه ندارى، گرسنه اى. دو سه نوبت چنين اتفاق افتاد که مى گفت: من روزه دارم و رسول صلى الله عليه و آله گفت: تو روزه ندارى، گرسنه اى. تا يک روز از خانه بيرون شد و غيبت مردم نکرد. شبانگاه به حضرت رسول صلى الله عليه و آله شد. خواجه گفت: امروز، روزه داشتى .




سعيد عبدلي ::: يکشنبه 25/6/1386::: ساعت 7:56 صبح

بزرگى گويد: روزى در گورستانى بودم. جوانى را ديدم که به تعجيل مى رفت. با خود گفتم: اين جوان از آنان است که زحمت خود بر مردمان اندازد. شبانه در خواب ديدم که جوان را بر جنازه اى پيش من آوردند و گفتند: وى را مى خوردى.
توبه کردم که ديگر غيبت کس نکنم و هر روز بدان گورستان مى شدم تا باشد که وى را ببينم و از وى حلالى خواهم ، تا مدت يک سال . بعد از يک سال وى را ديدم که مى آمد. گفت : اگر توبه کرده اى تو را حلال کردم.


سعيد عبدلي ::: يکشنبه 25/6/1386::: ساعت 7:55 صبح

زمان‌ مسافرت‌ عالم‌ دنيا و ظهور استعداد، و نهايت‌ تکميل‌ در اين‌ عالَم، در چهل‌ سال‌ است‌. چنانچه‌ وارد است‌ که‌ عقل‌ انسان‌ در چهل‌ سالگي‌ به‌ قدر استعداد هر کسي‌ کمال‌ مي‌پذيرد. و از بدوِ دخول‌ او در اين‌ عالم‌ در نموّ است‌ تا سي‌ سالگي‌، و ده‌ سال‌ بدن‌ او در اين‌ عالم‌ واقف‌ است، و چون‌ چهل‌ سال‌ تمام‌ شد ، سفر عالم‌ طبيعيت‌ تمام‌ است‌ و ابتداي‌ مسافرت‌ به‌ عالم‌ آخرت‌ است‌ . و هر روز و هر سال‌ جزوي‌ از آن‌ بار سفر بندد، و از اين‌ عالم‌ رحلت‌ کند، قوّت‌ او سال‌ به‌ سال‌ در کاهيدن‌ است، و نور سمع‌ و بصر در نقصان، و قواي‌ ماديّه‌ در انحطاط‌، و بدن‌ در ذُبول، چه‌ مدّت‌ سفر و اقامت‌ او در اين‌ عالم‌ در چهل‌ سال‌ تمام‌ شد.
و از اين‌ است‌ که‌ وارد شده‌ است‌ که‌: مَن‌ بَلَغَ أَرْبَعِينَ و لَمْ يَأْخُذِ العَصا فَقَد عَصَي‌ .

 چه‌، عصا علامت‌ سفر است‌ و مسافر را برداشتن‌ عصا مندوب‌ است‌. و چون‌ چهل‌ سال‌ تمام‌ شد هنگام‌ سفر است‌. و تأويل‌ عصا مهيّا شدن‌ سفر آخرت‌ است‌. و جمع‌ کردن‌ خود از براي‌ رحلت‌ (و هر که‌ عصا بر نداشت‌ از فکر سفر غافل‌ است‌).

 و همچنانکه‌ مدّت‌ تکميل‌ جسميّت‌ در اين‌ سنّ است، همچنين‌ مرتبه‌ سعادت‌ يا شقاوت. و از اين‌ جهت‌ در حديث‌ وارد است‌ که‌: روي هر که‌ در چهل‌ سالگي‌ سفيد نشد شيطان‌ مسحِ وجه‌ او مي‌کند و مي‌گويد:  بأبي‌ وَ اُمّي‌ وَجْهٌ لا يُفْلِحُ أبداً و مي‌گويد: نام‌ تو در صحيفه‌ جُند من‌ ثبت‌ شد.

 و آنچه‌ در اخبار وارد شده‌ که‌ هر که‌ کوري‌ را چهل‌ قدم‌ بکشد و راه‌ نمايد بهشت‌ او را واجب‌ شود؛ مراد از ظاهر آن‌ کورِ بَصَرْ است‌ و تأويل‌ آن‌ کورِ بصيرت. چون‌ کورِِ بصيرت‌ پيش‌ از تمام‌ چهل‌ قدم‌ از مرتبه استعداد به‌ فعليّت‌ داخل‌ نشده‌ اگر چه‌ قريب‌ شده‌ باشد . پس‌ اگر او را رها کني‌ باز به‌ حالت‌ اوّل‌ عود مي‌کند. و تمام‌ إحسان‌ و حصولِ هدايت‌ به‌ اتمام‌ چهل‌ است. پس‌ به‌ اين‌ حيثيّت‌ موجب‌ وجوب‌ بهشت‌ مي‌شود.

رساله سيروسلوک بحرالعلوم

 


سعيد عبدلي ::: يکشنبه 25/6/1386::: ساعت 7:55 صبح

   1   2   3   4   5   >>   >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 46
بازديد ديروز: 59
کل بازديد :34292

>> درباره خودم <<
بشنو اين ني چون حکايت مي کند
سعيد عبدلي[1529]
پيامبر اکرم ميفرمايد :دين ناموس خداست و به ناموس خدا خيانت نکنيد. يا علي مدد

>>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

>>آرشيو شده ها<<

>>لوگوي وبلاگ من<<
بشنو اين ني چون حکايت مي کند

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<






















>>موسيقي وبلاگ<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<