ایثار و گذشت و دیگران را بر خود ترجیح دادن صفتى است ذاتى اهل بیت (علیهم السلام) و در جاىْ جاىِ حیات و زندگى فرد فرد این خاندان به روشنى خورشید ، هویدا و پیداست تا جایى که هیچ مستحقى و نیازمندى و حتى غیر نیازمند به آنان مراجعه نکرد جز اینکه با دستانى پر و کیسه اى مالامال از جنس و پول برگشت .
رسول خدا (صلى الله علیه وآله) فرمود :
إنّا لَنُعْطِى غَیْرَ الْمُسْتَحِقِّ حَذَرَاً مِنْ رَدّ الْمُسْتَحِقِّ .(1)
ما از بیم آنکه مستحق و نیازمند را رد نکرده باشیم به غیر مستحق هم مى بخشیم !
ابوحمزه ثمالى مى گوید : شنیدم حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) به کنیزش مى فرمود : بر در خانه من نیازمندى و تهیدستى نگذرد مگر آنکه او را اطعام کنید و من همانجا به حضرت گفتم : هرکس چیزى مى خواهد و به سوى انسان دست دراز مى کند مستحق نیست ، امام (علیه السلام) فرمود :
أخَافُ أن یَکُونَ بَعضُ مَن یَسأَلُنَا مُحِقّاً فَلاَ نُطْعِمُهُ وَنَرُدَّهُ ، فَیَنزِلُ بِنَا أهلَ البَیتِ مَا نَزَلَ بِیَعقُوبَ !(2)
مى ترسم برخى از کسانى که درخواست کمک مى کنند مستحق باشند و ما او را اطعام نکرده ، باز گردانیم و آنگاه بر ما اهل بیت آن نازل شود که بر یعقوب نازل شد .
این بخشش و ایثار گاهى به گونه اى بود که همه دارایى آنان را فرا مى گرفت .
حضرت امام صادق (علیه السلام) مى فرماید :
إنَّ الحَسَنَ بنَ عَلیٍّ قَاسَمَ رَبَّهُ ثَلاثَ مَرّات ، حَتَّى نَعلا وَنَعلا وَثَوْبَاً وَثَوْبَاً وَدِینَاراً وَدِینَاراً.(3)
حسن بن على سه بار هر آنچه از کفش و جامه و دینار داشت با خدا تقسیم کرد .
حسن بن بصرى مى گوید : روزى حضرت امام حسین (علیه السلام) به بستان خود نزدیک شد و غلامش را دید که نشسته و نان مى خورد . امام زیر درخت خرمایى نشستند و با دقت او را نگریستند ، دیدند غلام از هر قرص نان نیمى خود مى خورد و نیمى دیگر را براى سگ مى اندازد و در پایان کار هم دست به دعا برداشته ، گفت : خدایا ! من و سرورم را بیامرز و به او برکت بخش ، چنان که به پدر و مادر او برکت دادى ، به مهربانى ات اى مهربان ترین مهربانان .
در این هنگام امام برخاست و او را با نام صدا کرد و فرمود : اى صافى ! غلام وحشت زده از جاى برخاست و گفت : سرورم ! و اى سرور همه مؤمنان ! من شما را ندیدم ، مرا ببخش .
امام فرمود : مرا حلال کن ، زیرا بدون اجازه وارد بستانت شدم !
صافى گفت : به خاطر فضیلت و سرورى و کرم خود چنین سخنى را مى گویى !
امام فرمود : دیدم نیمى از نان را خود مى خورى و نیم دیگر را به سگ مى دهى ، چرا ؟
غلام گفت : سرورم هنگامى که من نان مى خوردم این سگ به من مى نگریست و من از نگاهش شرم کردم ، از این گذشته این هم سگ شماست که بستانتان را در برابر دشمنان مى پاید و من هم برده شمایم و هر دو رزق رسیده از شما را مى خوردیم .
امام (علیه السلام) گریست و فرمود : تو در راه خدا آزادى و با رضایت خاطر هزار دینار به تو مى بخشم !
غلام گفت : اگر مرا آزاد کنید باز هم دوست دارم عهده دار بستان شما باشم .
امام فرمود : مرد هرگاه سخنى بر زبان جارى مى کند ، شایسته است که آن را با عمل خود ثابت کند و من پیش از این گفتم : بدون اجازه تو به بستانت وارد شدم و سخن خود را با عمل ثابت کردم و باغ را با هر آنچه در آن است به تو بخشیدم !
غلام گفت : اگر شما بستانت را به من بخشیدى من هم آن را وقف اطرافیان و شیعیان شما کردم.
نکته اى که بس تأمل برانگیز است اینکه : اهل بیت (علیهم السلام) ایثار و بخشش را حتى در سخت ترین شرایط زندگى از دست نمى دادند ، چنان که نقل کرده اند : تهیدستى در روز عاشورا وقتى شنید جماعتى قابل توجه در وادى نینوا گرد آمده اند ، به راه افتاد تا خود را به آنان رسانید ، حضرت امام حسین از حال او پرسید ؟ گفت : نیازمندم و شنیده ام مردمى بسیار در این محل گرد آمده اند ، با خود گفتم : شاید از این گروه خیرى به من رسد ، حضرت فرمود : همین جا بایست و پیش تر نرو ، آنگاه به خیمه باز گشت و آنچه لازمه کمک بود در پارچه اى پیچید و به آن تهیدست داد و او نیز گرفت و شادمان بازگشت! !